یک توطئه ننگین علیه یک دبیر بسیجی در اداره آموزش و پرورش تبریز
بسم رب الشهداء و الصدیقین
راستی چه شهدی در شیرینی شهادت و صداقتی در صداقت صدیقین است . امروزه در شهادت بازتر از همیشه است اما در صداقت انگاری برای همیشه بسته شده است. نهضت ابا عبدا... (ع) ریشه اش در صداقت و شهادت است .
عزیزان چه شده جامعة امروزی مارا که بعد کوچ پیر و مراد دلهایمان بعضی آقایان از مسئولان ریز و درشت دچار دو صفت پول پرستی و شهوت پرستی شده اند. دو صفت زشت که حتی آنانی که تظاهر به حمایت و پاسداشت از آرمانهای انقلاب و اسلام را میکنند در بر میگیرد بسان اهل کوفه که با ناز و عشوه گل آل محمد (ص) را به قتلگاه کشاندند . و امروزه بیشتر از گذشته و بدتر از اهل کوفه پس کجایند مردان بی ادعا ؟!!!!!
عزیزان مطلبی که برای شما عرض میکنم عین واقعیت و طبق مستندات میباشد. امروزه راهها و روشهای فشار برای افراد حقگو وآمران به معروف و ناهیان از منکر افزونتر از گذشته است . روشها یی که اکثرا بدست افراد مقدس نما و به تعبیر امام ره نامحرم و نا اهل اعما ل میشود.
ما از دولت نهم بدلیل رنگ و صبغة الهی و تداعی کنندة ارزشهای انقلاب به ویژه دوران دفاع مقدس در برخورد با چنین حیله ها انتظاری بیش از این داشتیم . شعار حمایت از بسیجیان خا لص و بی ریا امروزه فقط لق لقیه بعضی از مسئولان شده و در عمل چنین نیست .
خطاب من بیشتر متوجه وزراتخانه ای است که قشر عظیمی را در بر میگیرد آموزش و پرورش که همیشه یا بدون وزیر بوده و یا با سرپرست اداره میشده است. آنهم وزیری انتخاب میشده که بدلیل کثرت جمعیت کارمندیش دو سه روزی میهمان و یا به اصطلاح واقع بین ترش عابر بانکی برای تسویه حسابهای شخصی بوده که نتیجه اش نصب مدیران نالایق و یا جناحی و باندی بوده و وقتی دیده اند که سودی به حا لشان ندارد بدون تامل خود را از آن رهانیده اند . النهایه کار بدانجا کشیده که امروزه قشر فرهنگی ما نه از جایگاه اجتماعی والا ونه از معیشت حتی افراد معمولی جامعه برخوردارند. دیون دولت به فرهنگیان دلیل این مدعاست . مسئولین چرا؟!!
اما یکی از بسیجیان که سا لهای متمادی جوانی و بهترین دوران عمر خودش را در راه ارزشهای اتقلاب بدون منت سپری کرده بدلیل گفتمان امربه معروف و نهی از منکرش به فردی گوشه گیر و مطرود در عرصة فرهنگی تبدیل شده است . لابد میگویید چرا ؟
چون زبانی تلخ در بیان حقیقت داشت و حقیقت همیشه تلخ است. این برادر ( م.م) چندین بار به خاطر ضایع شدن حق فرهنگیان عزیز و دانش آموزان به حراست وقت ناحیة سه آموزش و پرورش (ه . د) مراجعه و نسبت به هدایت دانش آموزان توسط مدیر محترم هنرستان (ز.ی) جهت اخذ مبالغ هنگفت در آموزشگاه و غیر آن تذکر داده بود ولی متاسفانه حراست و مسئول بازرسی وقت ناحیه سه (ن.ر) که به اعتراف خود در جمعی ضد روحانیت و اتقلاب بوده اوضاع و احوال را چنان تنظیم میکنند تا این برادر بسیجی را محکوم و سر جای خود بشنانند . و همین بر چسب را به ایشان بچسبانندتا حتی قادر نباشد از حق خود دفاع کند و در این میان حتی کار را به جای باریک کشانده و از طریق هیئت رسیدگی به تخلفات اداری استان و با پرونده سازی آنهم به سفارش مسئولین یاد شده و نفوذ در هیئت بدلیل عدم نظارت دستگاهی به تخلفات خود هیئت و کشاندن این عزیز به دستگاه قضایی عرصه را از لحاظ روحی و روانی و حیثیتی بر وی تنگتر نمایند.
متاسفانه مسئولین آموزش و پرورش در سطوح مختلف از افراد باندی و جناحی و قومیت گرایی پر شده که زمینه را برای ازیاد چنین فشارهای برای افراد خالص و بی ریا بیش از پیش فراهم میکند . واقعا چه کسی مسئول رسیدگی به چنین وضعی است ؟!
لابد باید بگوییم هیچ کس . هرکس در هر کار و سمت و مسئولیتی که دارد میتواند با هماهنگی باند و گروهش و به اصطلاح دار و دسته اش برای جماعت بی کس و کار هر کاری میتواند بکند و آنوقت نام آنرا بگذارد اجرای قانون .
برادران چه قدر و تا کی باید دلمان به چنین آلامی پر باشد؟ تا کی جام زهر را به قول امام جان ( ره) باید سر
کشیم . حتما تا زمانی که او (ع) بیاید .
آیا صدای مرا شنونده ای هست؟!.... هل من ناصر ینصرنی؟! ........