غلبه مردان صور بر اراده تل آويو
آن روز محافل سياسي لبنان و نيز محافل سياسي رژيم صهيونيستي ترديدي نداشتند كه اين اتفاق خواهد افتاد چرا كه پيش از آن بارها شاهد تحقق وعدههاي دبيركل صاحب نام حزبالله لبنان بودند. اما اينكه اين آزادي چگونه تحقق مييابد، سوالي بود كه خيليها پاسخ روشني براي آن نداشتند. طولي نكشيد كه چريكهاي ورزيده حزبالله در يك عمليات مرزي در حوالي روستاي لبناني «عيتاالشعب» حدود 12 نفر از صهيونيستها را به هلاكت رساندند.دو نفر از آنان _ ريگيف و گولد فاسر _ را به اسارت خويش در آوردند. در اين عمليات چند خودروي نظامي رژيم تل آويو نيز منهدم گرديدند.
البته بلافاصله پس از آن جنگندههاي رژيم صهيونيستي در آسمان بيدفاع لبنان به پرواز در آمدند و نقاط حساسي از اين كشور را بمباران كردند. بسياري از ناظران سياسي و نظامي با نگاه به تجربههاي قبلي در انتظار بودند كه عمليات تدافعي اسرائيل در روز 21 تيرماه 85 _ يعني همان روز گروگانگيري حزبالله _ به پايان برسد ولي فردا و روز پس از آن نيز اقدامات نظامي اسرائيل ادامه پيدا كرد. وقتي طليعه يك جنگ همه جانبه پديدار گرديد، تحليلگران دريافتند كه دغدغهي اسرائيل نه آزاد كردن دو اسير خود كه ريشهكن كردن مقاومت از لبنان است. اسرائيليها براي اينكه بين مردم لبنان شكاف اندازند و آنان را از حمايت حزبالله باز دارند، دامنهي حملات پي در پي و سنگين خود را به مناطق شيعه نشين _ در بيروت، صور، بعلبك و ... _ محدود كردند. ولي اين اقدام نتوانست حزبالله را منزوي كند. لبنانيها بخصوص طايفه مسيحي تحت رهبري ميشل عون با حمايت مالي، سياسي و تبليغي و نيز پناه دادن به حدود يك ميليون نفر از شيعياني كه به ناچار خانه و كاشانه خود را ترك كرده بودند، در كنار مقاومت ايستادند و مانع تحقق نقشه رژيم صهيونيستي شدند.
جنگ 33 روزهي اين رژيم عليه مقاومت در پايان راه خود به قطعنامه 1701 شوراي امنيت سازمان ملل ختم شد و اسرائيل بدون آنكه مقاومت را تضعيف كرده و يا به رهاسازي دو اسير خود نايل آمده باشد، دستها را بالا برد و پيروزي درخشان مقاومت را به نظاره نشست.
پس از پايان جنگ، موجي از نارضايتي_ نيروهاي سياسي، ردههاي مياني ارتش و شهروندان اسرائيلي_ اركان رژيم صهيونيستي را به لرزه در آورد چرا كه حالا ديگر اسطورهي اطلاعاتي، نظامي و سياسي اسرائيل كه طي 6 دهه روي آن مانور ميكردند و عربها را ميترساندند، شكسته شده بود. از اين رو بيشتر آن دسته از مقامات نظامي و سياسي رژيم صهيونيستي كه سكان جنگ را در دست داشتند، يكي پس از ديگري استعفا داده و يا بركنار شدند.
در اين بين صهيونيستها براي آنكه از گسترش دامنه فروپاشي بكاهند يك كميته تحقيق قضايي _ حقوقي 60 نفره مركب از احزاب و طيفهاي مختلف اين رژيم به رياست كميسر صاحبنام قضايي «وينوگراد» تشكيل دادند كه بعدها با همين نام _ كميته وينوگراد_ مشهور شد. اين كميته پس از حدود شش ماه فعاليت اولين گزارش رسمي خود را منتشر كرد و در آن رئيس ستاد مشترك ارتش _ دان حالوتس _ وزير دفاع _ عمير پرتز_ فرمانده نيروي هوايي _ گالانسكي، فرمانده عمليات شمال و نخست وزير_ ايهود اولمرت_ را به عنوان مسئول شكست از حزبالله معرفي نمود و در همان حال تلاش وسيعي كرد كه ناتواني اطلاعاتي، امنيتي و سياسي اين رژيم را بپوشاند و شكست را ناشي از اشتباه «رهبران» در عمليات معرفي كند.
اين در حالي بود كه نيروي هوايي رژيم صهيونيستي در طول 33 روز، بيوقفه به مواضع حزبالله و مناطق شيعيان حمله ميكرد و نيروي زميني با گسيل حدود 30 هزار نفر از نيروهاي نخبه نظامي _ از جمله چريكهاي تيپ ويژه گولاني ارتش_ فشار سنگيني را متوجه ميدان اصلي نبرد _ جنوب نهر ليتاني_ كرده بود و نيروي دريايي اين رژيم با اعزام دهها ناو و ناوچه جنگي آبهاي لبنان _ از طرابلس واقع در شماليترين تا راس ناقوره واقع در جنوبيترين ساحل لبنان _ و بخصوص آبهاي شهر بندري بيروت را به محاصره كامل خود در آورده بود. از سوي ديگر استفاده فراوان نظاميان صهيونيستي از انواع مهمات سبب شد كه در هفته پاياني جنگ زرادخانههاي اين رژيم تهي شوند و از اين رو دو خط هوايي و دريايي اعزام مهمات از پايگاه آمريكايي اينجرليك در تركيه و پايگاه نظامي آمريكا در قطر را به عهده گرفتند و علاوه بر آن فرودگاه هيثرو لندن براي انتقال بمبهاي سنگين فعال شد.
كميته وينوگراد با برجسته كردن ضعف رهبران نظامي و سياسي تل آويو تلاش كرد تا شكست را به سطح تاكتيكها و روشها تنزل دهد. از همين روز بعضي از روزنامههاي اين رژيم به همراه شبكههاي دهگانه تلويزيوني اسراييل وانمود كردند كه اگر سكان جنگ در دست نسل اول و چهرههايي نظير آريل شارون بود جنگ در همان هفته اول با پيروزي اسراييل و ريشه كن شدن حزب الله به پايان ميرسيد و اين البته در باورهاي مخاطبان خود شهروندان رژيم صهيونيستي ننشست چرا كه پيش از اين شارون نيز با عقب نشيني از جنوب لبنان در سال 2000 پذيراي شكست از حزب الله شده بود. نظرسنجيهايي كه بعدها انجام شد نشان داد كه حداقل 55 درصد از اين شهروندان عقيده دارند كه اسراييل در مدت زماني كمتر از 10 سال كاملا فرو مي پاشد و فلسطينيها بار ديگر دولت خود را در همه خاك اين سرزمين شامل مناطق اشغالي سال 1948 و مناطق اشغالي جنگ سال 1967 برپا ميكنند و در همان حال 75 درصد از اين شهروندان معتقد بودند دوره جنگ به پايان رسيده و ديگر نميتوان با تكيه بر شعار برتري اطلاعاتي و نظامي ادامه حيات داد.
همزمان با تشكيل كميته وينوگراد، اسراييلي در يك جمعبندي حفظ اولمرت در منصب رياست دولت را دنبال كردند. از نظر آنان بركناري وي رژيم صهيونيستي را با بحران مضاعف مواجه ميكند. اولمرت البته در منظر همه احزاب حتي حزب تازه تأسيس كاديما كه نخست وزير در رأس آن قرار دارد ناتوان و ضعيف ارزيابي مي شد و مسئوليت عمده شكست متوجه او بود ولي كنار گذاشتن او رشته امور اين رژيم را از هم ميگسست و از اين رو حفظ تابلوي اولمرت بر ديوار كابينه از اهميت ويژهاي برخوردار بود. بعدها همين وضعيت درباره نخست وزير لبنان در دوره جنگ 33 روزه - فواد سينوره - تكرار شد. مخالفان حزب الله كه شكستهاي فاحشي را در مناسبات سياسي لبنان متحمل شده بودند عليرغم آنكه نقش سينوره را در آن پررنگ ميديدند بر تداوم نخست وزيري او اصرار ورزيدند.
پس از قرائت گزارش اول كميته وينوگراد در بهمن ماه سال 1385 در پارلمان 120 نفره رژيم صهيونيستي - كنست- و عبور كابينه اولمرت از شدت بحران، اولين زمزمههاي گفتوگوي سياسي غيرمستقيم ميان رژيم تل آويو و حزب الله لبنان براي رهاسازي دو اسير رژيم صهيونيستي آغاز گرديد و البته طرفين توافق كردند كه تا رسيدن به يك دستور كار مشترك آن را علني نكنند. طرفين پيش از اين در جريان مذاكرات سالهاي 1996 و 2004 با ميانجيگري دولت آلمان به مبادله اسرا و اجساد كشته شدهها اقدام كرده بودند. آزادي شيخ عبيد و مصطفي دراني از بند رژيم صهيونيستي در سال 2004 نتيجه اين روند بود.
در دور جديد مذاكرات، آلمانيها تلاش كردند تا بار ديگر نقش واسطه ميان حزب الله و رژيم صهيونيستي را به عهده بگيرند ولي در اين ميان مواضع تند دولت «آنجلا مركل» كه برخلاف دولت «گرهارد شرودر» از اهداف و مواضع رژيم صهيونيستي به طور ويژه حمايت ميكرد، بدگماني حزب الله را سبب شد و از اين رو حزب الله بر ميانجيگري نماينده دبير كل سازمان ملل متحد تأكيد كرد، ولي دولت تل آويو كماكان مأمور دولت برلين را ترجيح ميداد. در نهايت «گرهارد كنراد» نماينده آلماني دبيركل سازمان ملل مأمور پيگيري تبادل اسرا گرديد.
در اين بين سيدحسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان كه به هوشمندي سياسي نامبردار است در قبال پايان دادن به مسئله دو اسير اسراييلي جنگ تموز 2006 و انجام تحقيقات درباره «ران آراد» خلباني كه در سال 1986 در جنوب لبنان ناپديد شده بود، چندين مطالبه اساسي را روي ميز مذاكرات غيرمستقيم قرارداد كه شامل 1-آزادي پنج اسير لبناني كه قديميترين آن اسير دروزي (سمير قنطار) است 2-ارائه پاسخ روشن رژيم صهيونيستي درباره سرنوشت چهار ديپلمات ايراني كه در سال 1361 توسط فالانژها ربوده شده و به نيروهاي اسراييلي تسليم شدهاند 3-آزادي حدود 200 اسير عرب از جمله اسراي فلسطيني 4-ارائه نقشه مناطق مين گذاري شده جنوب لبنان از سوي دولت تل آويو 5-تحويل بقاياي اجساد شهداي لبناني كه در جنگ 33 روزه و پيش از آن به داخل فلسطين اشغالي منتقل گرديدهاند، ميشد.
در جريان مذاكرات غيرمستقيم طرفين، رژيم تل آويو به چهار خواسته حزب الله تن داد ولي در مورد آزادي اسراي فلسطيني با ارائه اين دليل كه اين موضوع مستقلا موضوع مذاكرات غيرمستقيم تل آويو و دولت فلسطيني حماس مي باشد، همكاري نكرد. در اين ميان اگرچه اسراي فلسطيني در بند اسراييل و خانواده هاي آنان بيش از اقدامات حماس به اقدام سيدحسن نصرالله براي آزادي اين اسرا چشم دوخته بودند ولي مقامات مسئول فلسطيني اگرچه توجه رهبران حزبالله به آزادي همكيشان فلسطيني را تكريم ميكردند، در عين حال تضعيف كننده موقعيت طرف فلسطيني ميدانستند لذا از طرح درخواست خودداري كردند و در نهايت سيد حسن نصراله از تاكيد بر اين شرط منصرف گرديد.
مذاكرات غيررسمي و محرمانه ميان «عوفر ديكل» مسئول كميته اسيران و مفقودان اسرائيل و نماينده حزبالله با كمك «كنراد» حدود يك سال به طول انجاميد و در نهايت توافقهاي اساسي كه بطور جدي با شروط حزبالله «انطباق كامل» دارد، بدست آمد. در همان حال حزبالله بدون آنكه زنده يا مرده بودن «ريگيف» و «فاسر» كه در نزديكي عيتا الشعب به اسارت مقاومت در آمده بودند را مشخص كند، پايان دادن به اين مسئله را پذيرفت و از اين رو بحث درباره زنده يا مرده بودن اين دو در اسرائيل بالا گرفت. «مئيردگان» رئيس سازمان امنيتي اسرائيل (موساد) با قاطعيت از مرده بودن آنان خبر داد ولي «ديكل» يك مقام ديگر ارشد اطلاعاتي اين رژيم اظهارات رئيس موساد را به باد انتقاد تند گرفت و بر زنده بودن اسرا تاكيد كرد. روزنامهي صهيونيستي «يديعوت آحارنوت» كه هفته گذشته اين مشاجره را منعكس كرد، نوشت: «حزبالله لبنان بار ديگر ماهرانه به عمليات رواني عليه اسرائيل دست زده و نگرانيهاي فراواني را به درون جامعه صهيونيستي تزريق كرده است.» سيد حسن نصرالله در جريان مصاحبه مطبوعاتي چهارشنبه هفتهي قبل بر اين ترديد دامن زد و گفت: «حزبالله تاكنون هيچ اطلاعاتي درباره اين دو اسير اعلام نكرده است و همه اظهارات صهيونيستها درباره سرنوشت اين دو نظامي نتيجه تحليل خودشان است. ما هنوز هيچ اطلاعاتي درباره زنده بودن يا نبودن اين دو اسير منتشر نكردهايم و هيچ سند قاطعي هم در خصوص اينكه اين دو نظامي كشته شده باشند وجود ندارد».
اما از آن طرف با پايان يافتن مذاكرات غير رسمي و محرمانه طرفين، ايهود اولمرت نخست وزير شكست خورده اسرائيل در جلسهي فوقالعاده كابينه خود به تلخي از تصميم دولت خود براي تن دادن به شروط حزبالله خبرداد و گفت ميدانم كه در روز تبادل اسرا لبنانيها جشن پيروزي برپا ميكنند و مردم در اينجا به سوگ خواهند نشست ولي چارهاي جز اين نيست. سخنان اولمرت از هر 10 شبكه تلويزيوني اسرائيل پخش شد تا در مردم آمادگي اين مبادلهي نابرابر فراهم شود.
برابر آنچه سيدحسن نصرالله اعلام كرده است، مبادله اسرا در دومين سالگرد روزهاي آغازين جنگ 33 روزه در نقطه مرزي «ناقوره» انجام ميشود. شايد زمان آزادي اسراي طرفين براساس يك برنامه از پيش تعيين شده نباشد ولي براي طرف پيروز در جنگ، بهترين زمان ميباشد. حزبالله لبنان اينك ميتواند روي نتايج جنگ مانور كند و پيروزي فرزندان صور مركز استان شيعه نشين جنوب بر ارادهي نظامي، امنيتي و سياسي تلآويو را جشن بگيرد.
البته بلافاصله پس از آن جنگندههاي رژيم صهيونيستي در آسمان بيدفاع لبنان به پرواز در آمدند و نقاط حساسي از اين كشور را بمباران كردند. بسياري از ناظران سياسي و نظامي با نگاه به تجربههاي قبلي در انتظار بودند كه عمليات تدافعي اسرائيل در روز 21 تيرماه 85 _ يعني همان روز گروگانگيري حزبالله _ به پايان برسد ولي فردا و روز پس از آن نيز اقدامات نظامي اسرائيل ادامه پيدا كرد. وقتي طليعه يك جنگ همه جانبه پديدار گرديد، تحليلگران دريافتند كه دغدغهي اسرائيل نه آزاد كردن دو اسير خود كه ريشهكن كردن مقاومت از لبنان است. اسرائيليها براي اينكه بين مردم لبنان شكاف اندازند و آنان را از حمايت حزبالله باز دارند، دامنهي حملات پي در پي و سنگين خود را به مناطق شيعه نشين _ در بيروت، صور، بعلبك و ... _ محدود كردند. ولي اين اقدام نتوانست حزبالله را منزوي كند. لبنانيها بخصوص طايفه مسيحي تحت رهبري ميشل عون با حمايت مالي، سياسي و تبليغي و نيز پناه دادن به حدود يك ميليون نفر از شيعياني كه به ناچار خانه و كاشانه خود را ترك كرده بودند، در كنار مقاومت ايستادند و مانع تحقق نقشه رژيم صهيونيستي شدند.
جنگ 33 روزهي اين رژيم عليه مقاومت در پايان راه خود به قطعنامه 1701 شوراي امنيت سازمان ملل ختم شد و اسرائيل بدون آنكه مقاومت را تضعيف كرده و يا به رهاسازي دو اسير خود نايل آمده باشد، دستها را بالا برد و پيروزي درخشان مقاومت را به نظاره نشست.
پس از پايان جنگ، موجي از نارضايتي_ نيروهاي سياسي، ردههاي مياني ارتش و شهروندان اسرائيلي_ اركان رژيم صهيونيستي را به لرزه در آورد چرا كه حالا ديگر اسطورهي اطلاعاتي، نظامي و سياسي اسرائيل كه طي 6 دهه روي آن مانور ميكردند و عربها را ميترساندند، شكسته شده بود. از اين رو بيشتر آن دسته از مقامات نظامي و سياسي رژيم صهيونيستي كه سكان جنگ را در دست داشتند، يكي پس از ديگري استعفا داده و يا بركنار شدند.
در اين بين صهيونيستها براي آنكه از گسترش دامنه فروپاشي بكاهند يك كميته تحقيق قضايي _ حقوقي 60 نفره مركب از احزاب و طيفهاي مختلف اين رژيم به رياست كميسر صاحبنام قضايي «وينوگراد» تشكيل دادند كه بعدها با همين نام _ كميته وينوگراد_ مشهور شد. اين كميته پس از حدود شش ماه فعاليت اولين گزارش رسمي خود را منتشر كرد و در آن رئيس ستاد مشترك ارتش _ دان حالوتس _ وزير دفاع _ عمير پرتز_ فرمانده نيروي هوايي _ گالانسكي، فرمانده عمليات شمال و نخست وزير_ ايهود اولمرت_ را به عنوان مسئول شكست از حزبالله معرفي نمود و در همان حال تلاش وسيعي كرد كه ناتواني اطلاعاتي، امنيتي و سياسي اين رژيم را بپوشاند و شكست را ناشي از اشتباه «رهبران» در عمليات معرفي كند.
اين در حالي بود كه نيروي هوايي رژيم صهيونيستي در طول 33 روز، بيوقفه به مواضع حزبالله و مناطق شيعيان حمله ميكرد و نيروي زميني با گسيل حدود 30 هزار نفر از نيروهاي نخبه نظامي _ از جمله چريكهاي تيپ ويژه گولاني ارتش_ فشار سنگيني را متوجه ميدان اصلي نبرد _ جنوب نهر ليتاني_ كرده بود و نيروي دريايي اين رژيم با اعزام دهها ناو و ناوچه جنگي آبهاي لبنان _ از طرابلس واقع در شماليترين تا راس ناقوره واقع در جنوبيترين ساحل لبنان _ و بخصوص آبهاي شهر بندري بيروت را به محاصره كامل خود در آورده بود. از سوي ديگر استفاده فراوان نظاميان صهيونيستي از انواع مهمات سبب شد كه در هفته پاياني جنگ زرادخانههاي اين رژيم تهي شوند و از اين رو دو خط هوايي و دريايي اعزام مهمات از پايگاه آمريكايي اينجرليك در تركيه و پايگاه نظامي آمريكا در قطر را به عهده گرفتند و علاوه بر آن فرودگاه هيثرو لندن براي انتقال بمبهاي سنگين فعال شد.
كميته وينوگراد با برجسته كردن ضعف رهبران نظامي و سياسي تل آويو تلاش كرد تا شكست را به سطح تاكتيكها و روشها تنزل دهد. از همين روز بعضي از روزنامههاي اين رژيم به همراه شبكههاي دهگانه تلويزيوني اسراييل وانمود كردند كه اگر سكان جنگ در دست نسل اول و چهرههايي نظير آريل شارون بود جنگ در همان هفته اول با پيروزي اسراييل و ريشه كن شدن حزب الله به پايان ميرسيد و اين البته در باورهاي مخاطبان خود شهروندان رژيم صهيونيستي ننشست چرا كه پيش از اين شارون نيز با عقب نشيني از جنوب لبنان در سال 2000 پذيراي شكست از حزب الله شده بود. نظرسنجيهايي كه بعدها انجام شد نشان داد كه حداقل 55 درصد از اين شهروندان عقيده دارند كه اسراييل در مدت زماني كمتر از 10 سال كاملا فرو مي پاشد و فلسطينيها بار ديگر دولت خود را در همه خاك اين سرزمين شامل مناطق اشغالي سال 1948 و مناطق اشغالي جنگ سال 1967 برپا ميكنند و در همان حال 75 درصد از اين شهروندان معتقد بودند دوره جنگ به پايان رسيده و ديگر نميتوان با تكيه بر شعار برتري اطلاعاتي و نظامي ادامه حيات داد.
همزمان با تشكيل كميته وينوگراد، اسراييلي در يك جمعبندي حفظ اولمرت در منصب رياست دولت را دنبال كردند. از نظر آنان بركناري وي رژيم صهيونيستي را با بحران مضاعف مواجه ميكند. اولمرت البته در منظر همه احزاب حتي حزب تازه تأسيس كاديما كه نخست وزير در رأس آن قرار دارد ناتوان و ضعيف ارزيابي مي شد و مسئوليت عمده شكست متوجه او بود ولي كنار گذاشتن او رشته امور اين رژيم را از هم ميگسست و از اين رو حفظ تابلوي اولمرت بر ديوار كابينه از اهميت ويژهاي برخوردار بود. بعدها همين وضعيت درباره نخست وزير لبنان در دوره جنگ 33 روزه - فواد سينوره - تكرار شد. مخالفان حزب الله كه شكستهاي فاحشي را در مناسبات سياسي لبنان متحمل شده بودند عليرغم آنكه نقش سينوره را در آن پررنگ ميديدند بر تداوم نخست وزيري او اصرار ورزيدند.
پس از قرائت گزارش اول كميته وينوگراد در بهمن ماه سال 1385 در پارلمان 120 نفره رژيم صهيونيستي - كنست- و عبور كابينه اولمرت از شدت بحران، اولين زمزمههاي گفتوگوي سياسي غيرمستقيم ميان رژيم تل آويو و حزب الله لبنان براي رهاسازي دو اسير رژيم صهيونيستي آغاز گرديد و البته طرفين توافق كردند كه تا رسيدن به يك دستور كار مشترك آن را علني نكنند. طرفين پيش از اين در جريان مذاكرات سالهاي 1996 و 2004 با ميانجيگري دولت آلمان به مبادله اسرا و اجساد كشته شدهها اقدام كرده بودند. آزادي شيخ عبيد و مصطفي دراني از بند رژيم صهيونيستي در سال 2004 نتيجه اين روند بود.
در دور جديد مذاكرات، آلمانيها تلاش كردند تا بار ديگر نقش واسطه ميان حزب الله و رژيم صهيونيستي را به عهده بگيرند ولي در اين ميان مواضع تند دولت «آنجلا مركل» كه برخلاف دولت «گرهارد شرودر» از اهداف و مواضع رژيم صهيونيستي به طور ويژه حمايت ميكرد، بدگماني حزب الله را سبب شد و از اين رو حزب الله بر ميانجيگري نماينده دبير كل سازمان ملل متحد تأكيد كرد، ولي دولت تل آويو كماكان مأمور دولت برلين را ترجيح ميداد. در نهايت «گرهارد كنراد» نماينده آلماني دبيركل سازمان ملل مأمور پيگيري تبادل اسرا گرديد.
در اين بين سيدحسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان كه به هوشمندي سياسي نامبردار است در قبال پايان دادن به مسئله دو اسير اسراييلي جنگ تموز 2006 و انجام تحقيقات درباره «ران آراد» خلباني كه در سال 1986 در جنوب لبنان ناپديد شده بود، چندين مطالبه اساسي را روي ميز مذاكرات غيرمستقيم قرارداد كه شامل 1-آزادي پنج اسير لبناني كه قديميترين آن اسير دروزي (سمير قنطار) است 2-ارائه پاسخ روشن رژيم صهيونيستي درباره سرنوشت چهار ديپلمات ايراني كه در سال 1361 توسط فالانژها ربوده شده و به نيروهاي اسراييلي تسليم شدهاند 3-آزادي حدود 200 اسير عرب از جمله اسراي فلسطيني 4-ارائه نقشه مناطق مين گذاري شده جنوب لبنان از سوي دولت تل آويو 5-تحويل بقاياي اجساد شهداي لبناني كه در جنگ 33 روزه و پيش از آن به داخل فلسطين اشغالي منتقل گرديدهاند، ميشد.
در جريان مذاكرات غيرمستقيم طرفين، رژيم تل آويو به چهار خواسته حزب الله تن داد ولي در مورد آزادي اسراي فلسطيني با ارائه اين دليل كه اين موضوع مستقلا موضوع مذاكرات غيرمستقيم تل آويو و دولت فلسطيني حماس مي باشد، همكاري نكرد. در اين ميان اگرچه اسراي فلسطيني در بند اسراييل و خانواده هاي آنان بيش از اقدامات حماس به اقدام سيدحسن نصرالله براي آزادي اين اسرا چشم دوخته بودند ولي مقامات مسئول فلسطيني اگرچه توجه رهبران حزبالله به آزادي همكيشان فلسطيني را تكريم ميكردند، در عين حال تضعيف كننده موقعيت طرف فلسطيني ميدانستند لذا از طرح درخواست خودداري كردند و در نهايت سيد حسن نصراله از تاكيد بر اين شرط منصرف گرديد.
مذاكرات غيررسمي و محرمانه ميان «عوفر ديكل» مسئول كميته اسيران و مفقودان اسرائيل و نماينده حزبالله با كمك «كنراد» حدود يك سال به طول انجاميد و در نهايت توافقهاي اساسي كه بطور جدي با شروط حزبالله «انطباق كامل» دارد، بدست آمد. در همان حال حزبالله بدون آنكه زنده يا مرده بودن «ريگيف» و «فاسر» كه در نزديكي عيتا الشعب به اسارت مقاومت در آمده بودند را مشخص كند، پايان دادن به اين مسئله را پذيرفت و از اين رو بحث درباره زنده يا مرده بودن اين دو در اسرائيل بالا گرفت. «مئيردگان» رئيس سازمان امنيتي اسرائيل (موساد) با قاطعيت از مرده بودن آنان خبر داد ولي «ديكل» يك مقام ديگر ارشد اطلاعاتي اين رژيم اظهارات رئيس موساد را به باد انتقاد تند گرفت و بر زنده بودن اسرا تاكيد كرد. روزنامهي صهيونيستي «يديعوت آحارنوت» كه هفته گذشته اين مشاجره را منعكس كرد، نوشت: «حزبالله لبنان بار ديگر ماهرانه به عمليات رواني عليه اسرائيل دست زده و نگرانيهاي فراواني را به درون جامعه صهيونيستي تزريق كرده است.» سيد حسن نصرالله در جريان مصاحبه مطبوعاتي چهارشنبه هفتهي قبل بر اين ترديد دامن زد و گفت: «حزبالله تاكنون هيچ اطلاعاتي درباره اين دو اسير اعلام نكرده است و همه اظهارات صهيونيستها درباره سرنوشت اين دو نظامي نتيجه تحليل خودشان است. ما هنوز هيچ اطلاعاتي درباره زنده بودن يا نبودن اين دو اسير منتشر نكردهايم و هيچ سند قاطعي هم در خصوص اينكه اين دو نظامي كشته شده باشند وجود ندارد».
اما از آن طرف با پايان يافتن مذاكرات غير رسمي و محرمانه طرفين، ايهود اولمرت نخست وزير شكست خورده اسرائيل در جلسهي فوقالعاده كابينه خود به تلخي از تصميم دولت خود براي تن دادن به شروط حزبالله خبرداد و گفت ميدانم كه در روز تبادل اسرا لبنانيها جشن پيروزي برپا ميكنند و مردم در اينجا به سوگ خواهند نشست ولي چارهاي جز اين نيست. سخنان اولمرت از هر 10 شبكه تلويزيوني اسرائيل پخش شد تا در مردم آمادگي اين مبادلهي نابرابر فراهم شود.
برابر آنچه سيدحسن نصرالله اعلام كرده است، مبادله اسرا در دومين سالگرد روزهاي آغازين جنگ 33 روزه در نقطه مرزي «ناقوره» انجام ميشود. شايد زمان آزادي اسراي طرفين براساس يك برنامه از پيش تعيين شده نباشد ولي براي طرف پيروز در جنگ، بهترين زمان ميباشد. حزبالله لبنان اينك ميتواند روي نتايج جنگ مانور كند و پيروزي فرزندان صور مركز استان شيعه نشين جنوب بر ارادهي نظامي، امنيتي و سياسي تلآويو را جشن بگيرد.
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر ۱۳۸۷ ساعت 1:52 توسط مبارز
|