به گزارش رجانیوز به نقل از کیهان، كارگزاران در ابتداي اين مقاله بسيج مردم در دوران انقلاب و جنگ را ناشي از ايجاد تصويري ظالم از شاه(!) و صدام حسين(!) در افكار عمومي مردم ايران تلقي كرده و مدعي شد: «همواره شيعيان براي حمايت از مظلوم قيام مي كنند. اين ايده تا انقلاب اسلامي هم ادامه مي يابد كه در «مظلوميت» و معترض بودن شيعه مهم ترين عامل بسيج سياسي مردم در برابر ظلم و ستم رژيم است.

 

بدون بسيج سياسي مردم مظلوم در برابر ظلم رژيم، انقلاب اسلامي پيروز نمي شد. در اين نمايش تاريخ، شاه براي شيعيان بسيج شده ايران، يزيد زمان است. پرده بعدي اين تئاتر با شعاري بازمانده از دوران در خاطر ثبت شده؛ به ياد داريد كه هر صبح در مراسم صبحگاهي مدرسه با مشت هاي گره كرده اي كه به آسمان پرتاب مي شد، يكصدا مي گفتيم: «مرگ بر صدام يزيد كافر». در آن دوران صدام، يزيد زمان بود. باز هم شيعيان معترض در مقابل دشمني ظالم و متجاوز ايستادند.»(!)

 

كارگزاران سپس در ادامه تحليل خود، دكتر احمدي نژاد را نيز به عنوان فردي معرفي كرد كه در نمايش تاريخي مظلوميت گرايي ايرانيان نقاب مظلوم را برچهره زده(!) و مدعي شد: «اين سير تاريخي مظلوم و ظالم گويي كه تا ابد ادامه خواهد داشت؛ هنوز هم وقتي كساني در جامعه ما در مقابل اتهامات و انتقادات قرار مي گيرند از هيچ تلاشي براي مظلوم نماياندن خود دريغ نمي كنند، همين كه مي گويند ما كارهاي بسياري مي خواهيم بكنيم كه ديگران نمي گذارند، اينكه بگويند به ما ظلم شد و نگذاشتند كه جلوي تورم را بگيريم، استفاده از همين انگاره ديني در سياست ماست و بسيار هم به كار مي آيد و از سوي مردم پذيرفته مي شود. در رقابت هاي انتخاباتي هم آن كانديدايي بيشترين رأي را نصيب خود مي كند كه در قياس با ساير كانديداها از مظلوميت بيشتري برخوردار باشد.

 

نمونه بارز آن همين رقابت انتخابات رياست جمهوري ميان محمود احمدي نژاد و هاشمي رفسنجاني بود، هاشمي در نگاه مردم ويژگي هاي يك مظلوم را نداشت، و در مقام مقايسه، احمدي نژاد كاملاً مظلوم و بي پناه بود. ستاد تبليغات احمدي نژاد هم به خوبي از اين تئاتر تاريخي براي گردآوري آرا بهره گرفت و سرانجام مظلومي كه قاعده آن همواره مورد ظلم بودن است، بر مسند قدرت نشست. از اين زمان به بعد ديگر مظلوم نماياندن دشوار شد، پس نداي وجود نيروهايي كه سد راه پيشرفت مملكت هستند شكل تازه اي از نقاب مظلوميت را براي قدرت ساخت.»(!)