حجت الاسلام حميد رسايي در وبلاگ خود نوشت:

در ماه مبارک رمضان چند سال قبل ،‌ يکي از سريال هاي پر طرفدار صدا و سيما با عنوان اغما به داستاني اختصاص داشت که حکايت از تاثيرگذاري فردي به نام الياس بر پزشکي به نام دکتر پژوهان مي کرد . دکتر پژوهان پزشکي بود حاذق و توانمند با گرايشات مذهبي که پس از فوت همسرش دچار استرس هاي شديد روحي شد. الياس نيز در ظاهر فردي بود با گرايشات ديني ، بسيار عابد و زاهد ولي در باطن شيطاني بود که خود را به شکل فرد مومني درآورده بود و مهمترين وظيفه اش انحراف بندگان مومن خدا و ايجاد تشکيک در آنها بود. همنشيني دکتر پژوهان با الياس و اعتماد بيش از اندازه به وي ، کم کم باعث شد تا الياس بتواند با استفاده از استرس هاي روحي دکتر پژوهان ، اعتقادات منحرف خود را به وي ديکته کند و او را که فردي مومن بود به فردي ملتقط و منحرف تغيير دهد تا جايي که تمام تلاش اطرافيان پژوهان نيز براي روبرگرداندن وي از الياس نتيجه نداد و ... .
هفته گذشته در بين جمعي از متدينين دلسوز و دوستدار رييس جمهور بودم که برخي از آنها ضمن طرح موضوع سخنان اخير آقاي مشايي و حمايت هاي همه جانبه دکتر احمدي نژاد از وي ، اين سئوال را مطرح کردند که مشايي همچون الياس در سريال اغما نقش ايجاد انحراف در جرياني که از سال 84 و با ظهور دولت نهم آغاز شده را بازي مي کند؟!
من به مواضع و سخنان آقاي مشايي انتقاد دارم و همچنين به دفاع دکتر احمدي نژاد از يک شخص تا اين حد و اندازه نيز منتقدم ، اما اين مقايسه ها که گاهي فراتر از اين نيز مي رود را نيز درست نمي دانم و به نظرم بمباران تبليغاتي جبهه رقيب از يک سو و بي تدبيري از سوي مقابل، باعث شده تا اندک اندک چنين تلقي نادرستي در ذهن برخي از آحاد جامعه ريشه بدواند که احساس کنند با فردي پيچيده و مرموز در کنار احمدي نژاد مواجهند! در حال حاضر يکي از سئوالات مراجعان به سايتم و حتي در جلسات مختلف با خواص ، موضوع مشايي و نوع ارتباط احمدي نژاد با اوست. به نظرم رسيد بخشي از آنچه در اين باره مي فهم را با دوستانم در ميان بگذارم و بخشي را هم ان شاءالله در آينده خواهم نوشت.
...
مشايي البته در کنار اين ويژگي ها که امروز نه تنها براي وي بلکه براي علاقمندان به دکتر احمدي نژاد نيز دردسرساز شده ، از ويژگي هاي مثبتي هم برخوردار است . مراجعين به دفتر رييس جمهور که قبل از مشايي دو رييس دفتر ديگر را تجربه کرده اند ، اذعان مي کنند که مشايي نسبت به نفرات قبل از خودش از گشاده رويي بيشتري برخوردار است. مشايي در مقايسه با روساي دفتر ديگر روساي جمهور نيز نه از فساد اخلاقي برخوردار است نه از فساد مالي ، از قضا فردي است که به مسائل ديني ، اخلاقي و عبادي علاقه بسيار دارد.
...
احمدي نژاد اساسا شخصيتي است که در برابر فشارها مقاوم مي شود ، هر چه فشار بيشتر شود او نيز محکم تر مي شود. اين روحيه اگر براي مدير اجرايي در پنجاه مورد امتياز باشد قطعا در موارد انگشت شماري هم عيب خواهد بود ! ما شاهديم که احمدي نژاد در پافشاري بر اصول و آرمان ها ، انرژي هسته اي ، سفرهاي استاني ، مبارزه با فساد ، استکبار ستيزي ، کار زياد ، صرفه جويي ، انجام پروژه هاي بزرگ و همراه با ريسک و ... هر چه فشار بر او بيشتر مي شود ، او هم مقاوم تر مي شود و البته در مقابل وقتي با فشارهايي در موضوعاتي مانند مساله کردان يا مشايي هم مواجه مي شود ، هر چه فشارها بيشتر مي شود، مقاومت او هم بيشتر مي شود.
يک بار به آقاي احمدي نژاد اين روحيه را يادآور شدم و به شوخي گفتم ظاهرا اين روحيه شما برگرفته از محيط کار پدر مرحومتان است که مثل آهن شده ايد، هر چه پتک بيشتري بر آهن گداخته نواخته مي شود او را محکم تر مي کند و احمدي نژاد چيزي نگفت و فقط خنديد!
در مقابل اين ويژگي مديريتي مثل احمدي نژآد اما برخي از مديران اجرايي ديگر برخلاف اين روحيه را دارند ، مثل آقاي خاتمي که با کوچکترين فشاري وا مي رفت. براي همين در هشت سال اصلاحات، عملا او رييس جمهور نبود بلکه احزاب و شخصيت هاي اطرافش که ازبالا چانه مي زدند و ازپايين فشار مي آوردند، حاکم بودند و رياست مي کردند. در اين موارد بر خلاف مورد قبل اگر تاثيرپذيري براي يک مدير اجرايي در پنج مورد حُسن و امتياز باشد، بدون شک در پنجاه مورد ديگر عيب و نقص است که نمونه هاي زيادي از آن را در دوره اصلاحات تجربه کرديم.
به نظرم علي رغم وارد بودن بخش زيادي از انتقادات نسبت به مواضع مشايي اما نمي توان از برداشت آقاي احمدي نژاد نسبت به پشت پرده اين انتقادات ، به راحتي گذشت. در حقيقت تلاش زيادي صورت مي گيرد تا نورافکن ها بر مثل مشايي متمرکز شود و درباره آن بزرگنمايي و خبرسازي کنند . حمايت احمدي نژاد از مشايي در رسانه ها چنان ساخته و پرداخته مي شود که مخاطب با خود مي انديشد ديگران اينگونه نبوده اند و چنين خلق و خويي از نوادر روزگار است.
...
جريان رسانه اي تخريب کننده دولت که غرض ورزانه به موضوع مواضع مشايي و حمايت احمدي نژاد از وي مي پردازد و نورافکن هاي خود را بر آن متمرکز کرده ، در اين موارد حتي يک لامپ هم روشن نمي کند و بالطبع جريان منتقد دلسوز نيز آنها را فراموش کرده ، تمرکز خود را يا در پاسخگويي بر اين موضوعات نهاده و يا در نقد آن !
...
مثلا همين رييس دفتر رييس قوه مقننه ! يکبار نيز در يادداشتي نوشتم که حتي بسياري از مردم نام ايشان را هم نمي دانند تا چه رسد به مباني فکري و سياسي اش ! در حالي که بسياري از خواص تريبون به دست ما که نشريه و سايت در اختيار دارند با مواضع ايشان آشنا هستند و در بين خود آن را نقد مي کنند، اما چرا تا به حال کسي کنکاش نکرده که نظر ايشان قبل از انتخابات دهم چه بوده و از چه کساني حمايت مي کرده ؟ اين نگاه چه تاثيري بر مواضع و جهت گيري هاي لاريجاني و بالطبع در جهت گيريهاي فراکسيون اصولگرايان داشته است؟
چرا آقاي(...) در ايام پس از انتخابات وقتي که از علت حذف تبريک انتخاب احمدي نژاد در احکام هيات ويژه بررسي مساله کوي دانشگاه پرسيده ، به پاسخي که از وي شنيده، در سايت خود نمي پردازد ؟ نظر ايشان درباره ولايت فقيه و عملکرد وي در انتخابات دهم و حوادث فتنه گون پس از آن چيست ؟ ترکيب راهپيمايان روز قدس را چگونه ارزيابي کرده و اين ارزيابي چه نقشي در تحليل خواص جامعه داشته است ، نقش وي در پشتيباني از روزنامه و سايت خبر آنلاين – که البته روزنامه خبر به دليل مواضع نادرستش به خود تعطيلي کشيد - و سايت آينده که بدترين توهين ها را نصيب مسئولان عالي نظام و حتي مراجع تقليد مي کند و ... چيست ؟ همه اينها موضوعاتي است که مي توان به آن پرداخت اما تاکنون هيچ سايتي در باره آن ننوشته ، هيچ روزنامه اي در تحليل آن قلم نزده و جريان سازي نکرده و هيچ نماينده اي بابت آن دکمه تذکر آيين نامه اي را فشار نداده ! در مقابل تمام حواس ها به يک نفر متمرکز شده که به عقيده من نبايد از او غفلت کرد بلکه بايد مراقب بود و تذکر داد ، اما آيا بايد ناخوداگاه به مهره اي تبديل شويم که ديگران مي خواهند ؟
من گاهي که در برابر انتقادات منتقدين بي انصاف قرار مي گيرم ، به آنها يادآور مي شوم که ... مگر آقاي ميرحسين موسوي در دوره خود از بهزاد نبوي ها بيش از اين حمايت نکرد؟ مگر آقاي هاشمي از خانواده اش و بويژه فرزندانش و علي الخصوص مهدي هاشمي بيش از اين حمايت نکرد و در حال حاضر نمي کند تا جايي که همه مردم متدين و مدافعان ديروزش را در برابر خود قرار داده؟ مگر آقاي خاتمي از ابطحي ، گنجي و مهاجراني بيش از حمايت احمدي نژاد از مشايي حمايت نکرد؟ انصاف دهيم با همه انتقادات وارد به مشايي ...، آيا مشايي احمدي نژاد ، قابل مقايسه با ... ديگران است ؟
...
بديهي است ...جبهه دلسوزان در کنار طرح انتقادات به حق نسبت به مواضع مشايي يا هر کس ديگر، نبايد آنقدر به بزرگنمايي اين موضوع بپردازند که از معايب ديگران غافل شوند و ديگر محاسن دولت را نببينند.
شايد همين مقايسه بين دوره هاي مختلف است که رهبر معظم انقلاب را مانند ما تا اين حد نگران نمي کند . چندي قبل در خدمت رهبر معظم انقلاب – اين سمبل صبر و بصيرت در دوران فتنه - بوديم که ايشان پس از شنيدن سخنان برخي از دوستان که اتفاقا بخشي از آن گلايه ها و انتقادات مربوط به موضوع همين يادداشت بود ، با آرامش و اطمينان کامل فرمودند:
در مورد دولت شايد اين اشکالات وارد باشد اما بايد جمعبندي کرد. اثبات و نفي نسبت به اشخاص بايد ناشي از جمعبندي باشد. اين به معناي آن نيست که نکته منفي نيست. من نگاه مي کنم مي بينم نقاط مثبت دولت ترجيح پيدا مي کند. نهي از منکر و امر به معروف بکنيد اما اين بهانه اي نشود براي جدا کردن راه يا تعارض يا تخريب. بعضي يک نکته منفي در يک شخص يا دولت را دليل قرار مي دهند براي معارضه و دشمني با او! برخي ايرادها کوچک هم نيست، شايد بزرگ هم باشد ، اما در جمعبندي بايد ملاحظه کرد. به نظر ما در اين جمعبندي نقاط مثبت دولت بر نقاط منفي غلبه مي کند.
پس جمعبندي کنيم و به حرکت خودمان همسو با خطي که رهبري تبيين نموده حرکت کنيم که موضوع مشايي و حمايت احمدي نژاد از وي، در اين پازل بزرگ ، بسيار کوچک است و ناچيز.