شهيد شفيعزاده: توجه به اصل ولايت فقيه را رعايت كنيد
در وصيتنامه شهيد حسن شفيعزاده آمده است: خدايا من به جبهه نبرد حق عليه باطل آمدهام تا جان خود را بفروشم و اميدوارم خريدار جهان من تو باشي نه كس ديگر.
وي افزوده است: ... دلم ميخواهد كه در آخرين لحظههاي زندگيم، بدنم و جسمم آغشته به خون در راه تو باشد نه راه ديگر.
در ادامه اين وصيتنامه تصريح شده است: ... سلام بر امت شهيدپرور و نمونه كه با حضور هميشگي خود در همه صحنههاي حق عليه باطل، اسلام و امام را ياري كرده و قدرت نفس كشيدن و خواب راحت را از دشمن سلب كرده است.
اين وصيتنامه اظهار داشته است: برادران پاسدارم! اميدوارم با بزرگواري خودتان اين بنده ذليل خدا را عفو كنيد، سفارشي چند از مولايمان علي (ع) براي شما دارم؛ در همه حال پرهيزگار باشيد و خدا را ناظر و حاضر بر اعمال خود بدانيد، ياور ستمديدگان و مستمندان جامعه و ياور تمامي مستضعفان باشيد.
اين شهيد در ادامه افزوده است: مبادا يتيمان و فرزندان شهدا را فراموش كنيد.سلسله مراتب و اطاعت از مسئولان را با توجه به اصل ولايت رعايت كنيد، در هر زمان و هر مكان با دست و زبان و عمل امر به معروف و نهي از منكر كنيد.
در ادامه اين وصيتنامه تصريح شده است: برادران مسئول! كه به طور مستمر در جهت پيشبرد اهداف انقلاب، شبانهروزي فعاليت ميكنيد به عدالت در كارهايتان و تصميمگيريهايتان به عنوان يك مرز ايمان داشته باشيد.
وي افزوده است: عدالت را فداي مصلحت نكنيد، پرحوصله باشيد و در برآوردن حاجات و نيازهاي آنها بكوشيد، در قلب خود مهرباني و لطف به مردم را بيدار كنيد و طوري رفتار نكنيد كه از شما كراهت داشته باشند.
در ادامه اين وصيت نامه آمده است: برايم الهام شده كه اين بار اگر خداوند رحمان و رحيم بخواهد، به فيض شهادت نائل خواهم آمد.
اضافه ميشود شهيد حسن شفيعزاده در مرداد سال 1336 ه.ش در يك خانواده مذهبي در شهرستان تبريز متولد شد.
همزمان با اوجگيري حركت توفنده انقلاب اسلامي در سايه رهنمودهاي حضرت امام خميني (ره) با روحانيان معظم در تبعيد، همچون شهيد آيتالله مدني و شهيد آيتالله دستغيب در تماس بود و در داخل پادگان، فعاليتهاي زيادي براي راهنمايي نظاميان و خنثي كردن تبليغات حكومت نظامي انجام ميداد و در همان حال به پخش پيامها و اعلاميههاي انقلابي در داخل و خارج پادگان نيز ميپرداخت.
شهيد شفيعزاده بعدها به دنبال تشكيل سپاه، به همراه ديگر برادران، نخستين هستههاي مسلح سپاه را پيريزي كرد و در سمت مسئول عمليات سپاه تبريز در سركوبي خوانين و اشرار آذربايجان همچنين حزب منحرف خلق مسلمان نقش فعال داشت.
هنگامي كه به همراه شهيد باكري در سپاه اروميه انجام وظيفه ميكرد به عنوان مسئول عمليات براي ايجاد امنيت آن منطقه، در درگيريهاي متعدد براي سركوبي گروههاي فاسد تلاش شبانهروزي كرد و توانست در تشكيلات حزب منحله دموكرات نفوذ كرده و موجب متلاشي شدن آن و دستگيري و اعدام تعداد زيادي از كادرهاي آنان شود.
با شروع جنگ تحميلي و محاصره آبادان، با يك دسته خمپارهانداز كه تحت مسئوليت شهيد باكري اداره ميشد به جبهههاي جنوب شتافت و در عمليات پيروزمندانه فتحالمبين معاون تيپ المهدي (عج) بود و خاطره رشادتها و جانفشانيهاي او در اذهان مسئولان جنگ و همرزمانش هرگز از ياد نميرود.
پس از اين عمليات، با انديشه بلندي كه داشت و تجربياتي كه كسب كرده بود، متوجه شد كه با گسترش سازمان رزمي مردمي، براي انجام عمليات بزرگ، نياز به تشكيلات پشتيباني آتشي به نام توپخانه است. با همفكري تني چند از فرماندهان ضمن پيريزي و سازماندهي نخستين آتشبارهاي توپخانه، مسئوليت هماهنگي پشتيباني آتش در قرارگاه فتح در عمليات بيتالمقدس را به عهده گرفت و به خوبي از عهده اين وظيفه بزرگ برآمد.
وي در نبردهاي خيبر، والفجر 8، كربلاي يك، كربلاي 4، كربلاي 5 كه سپاه پاسداران به لحاظ عملياتي مسئوليت مستقلي داشت، پشتيباني آتش كل منطقه عمليات، با رهبري و هدايت ايشان انجام گرفت.
شهيد شفيعزاده ضمن شركت در كليه صحنههاي عملياتي، مسئوليت فرماندهي توپخانه و طرحريزي و هدايت آتش پشتيباني را در قرارگاههاي مختلف به عهده داشت و آخرين مسئوليت ايشان فرماندهي توپخانه نيروي زميني سپاه و قرارگاه خاتم الانبياء (ص) بود.
شهيد شفيعزاده در تاريخ هشتم ارديبهست 66 در منطقه عملياتي كربلاي 10 در شمالغرب (منطقه عمومي ماووت) در حالي كه عازم خط مقدم جبهه بود، خودروي وي مورد اصابت تركش گلوله توپ دشمن قرا گرفت و به آرزوي ديرينه خود نايل شد و به ديدار معشوق شتافت.
وي افزوده است: ... دلم ميخواهد كه در آخرين لحظههاي زندگيم، بدنم و جسمم آغشته به خون در راه تو باشد نه راه ديگر.
در ادامه اين وصيتنامه تصريح شده است: ... سلام بر امت شهيدپرور و نمونه كه با حضور هميشگي خود در همه صحنههاي حق عليه باطل، اسلام و امام را ياري كرده و قدرت نفس كشيدن و خواب راحت را از دشمن سلب كرده است.
اين وصيتنامه اظهار داشته است: برادران پاسدارم! اميدوارم با بزرگواري خودتان اين بنده ذليل خدا را عفو كنيد، سفارشي چند از مولايمان علي (ع) براي شما دارم؛ در همه حال پرهيزگار باشيد و خدا را ناظر و حاضر بر اعمال خود بدانيد، ياور ستمديدگان و مستمندان جامعه و ياور تمامي مستضعفان باشيد.
اين شهيد در ادامه افزوده است: مبادا يتيمان و فرزندان شهدا را فراموش كنيد.سلسله مراتب و اطاعت از مسئولان را با توجه به اصل ولايت رعايت كنيد، در هر زمان و هر مكان با دست و زبان و عمل امر به معروف و نهي از منكر كنيد.
در ادامه اين وصيتنامه تصريح شده است: برادران مسئول! كه به طور مستمر در جهت پيشبرد اهداف انقلاب، شبانهروزي فعاليت ميكنيد به عدالت در كارهايتان و تصميمگيريهايتان به عنوان يك مرز ايمان داشته باشيد.
وي افزوده است: عدالت را فداي مصلحت نكنيد، پرحوصله باشيد و در برآوردن حاجات و نيازهاي آنها بكوشيد، در قلب خود مهرباني و لطف به مردم را بيدار كنيد و طوري رفتار نكنيد كه از شما كراهت داشته باشند.
در ادامه اين وصيت نامه آمده است: برايم الهام شده كه اين بار اگر خداوند رحمان و رحيم بخواهد، به فيض شهادت نائل خواهم آمد.
اضافه ميشود شهيد حسن شفيعزاده در مرداد سال 1336 ه.ش در يك خانواده مذهبي در شهرستان تبريز متولد شد.
همزمان با اوجگيري حركت توفنده انقلاب اسلامي در سايه رهنمودهاي حضرت امام خميني (ره) با روحانيان معظم در تبعيد، همچون شهيد آيتالله مدني و شهيد آيتالله دستغيب در تماس بود و در داخل پادگان، فعاليتهاي زيادي براي راهنمايي نظاميان و خنثي كردن تبليغات حكومت نظامي انجام ميداد و در همان حال به پخش پيامها و اعلاميههاي انقلابي در داخل و خارج پادگان نيز ميپرداخت.
شهيد شفيعزاده بعدها به دنبال تشكيل سپاه، به همراه ديگر برادران، نخستين هستههاي مسلح سپاه را پيريزي كرد و در سمت مسئول عمليات سپاه تبريز در سركوبي خوانين و اشرار آذربايجان همچنين حزب منحرف خلق مسلمان نقش فعال داشت.
هنگامي كه به همراه شهيد باكري در سپاه اروميه انجام وظيفه ميكرد به عنوان مسئول عمليات براي ايجاد امنيت آن منطقه، در درگيريهاي متعدد براي سركوبي گروههاي فاسد تلاش شبانهروزي كرد و توانست در تشكيلات حزب منحله دموكرات نفوذ كرده و موجب متلاشي شدن آن و دستگيري و اعدام تعداد زيادي از كادرهاي آنان شود.
با شروع جنگ تحميلي و محاصره آبادان، با يك دسته خمپارهانداز كه تحت مسئوليت شهيد باكري اداره ميشد به جبهههاي جنوب شتافت و در عمليات پيروزمندانه فتحالمبين معاون تيپ المهدي (عج) بود و خاطره رشادتها و جانفشانيهاي او در اذهان مسئولان جنگ و همرزمانش هرگز از ياد نميرود.
پس از اين عمليات، با انديشه بلندي كه داشت و تجربياتي كه كسب كرده بود، متوجه شد كه با گسترش سازمان رزمي مردمي، براي انجام عمليات بزرگ، نياز به تشكيلات پشتيباني آتشي به نام توپخانه است. با همفكري تني چند از فرماندهان ضمن پيريزي و سازماندهي نخستين آتشبارهاي توپخانه، مسئوليت هماهنگي پشتيباني آتش در قرارگاه فتح در عمليات بيتالمقدس را به عهده گرفت و به خوبي از عهده اين وظيفه بزرگ برآمد.
وي در نبردهاي خيبر، والفجر 8، كربلاي يك، كربلاي 4، كربلاي 5 كه سپاه پاسداران به لحاظ عملياتي مسئوليت مستقلي داشت، پشتيباني آتش كل منطقه عمليات، با رهبري و هدايت ايشان انجام گرفت.
شهيد شفيعزاده ضمن شركت در كليه صحنههاي عملياتي، مسئوليت فرماندهي توپخانه و طرحريزي و هدايت آتش پشتيباني را در قرارگاههاي مختلف به عهده داشت و آخرين مسئوليت ايشان فرماندهي توپخانه نيروي زميني سپاه و قرارگاه خاتم الانبياء (ص) بود.
شهيد شفيعزاده در تاريخ هشتم ارديبهست 66 در منطقه عملياتي كربلاي 10 در شمالغرب (منطقه عمومي ماووت) در حالي كه عازم خط مقدم جبهه بود، خودروي وي مورد اصابت تركش گلوله توپ دشمن قرا گرفت و به آرزوي ديرينه خود نايل شد و به ديدار معشوق شتافت.
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 16:53 توسط مبارز
|