اخیرا نشریه ای از سوی اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان در سطح استان پخش شده که در آن، احمد کسروی شبه روشنفکر منحرف و ضد شیعه دوران معاصر و نویسنده کتاب ضد شیعی (شیعه گری) جزو مشاهیر آذربایجان معرفی شده است !

به گزارش سولدوز به نقل از تریبون آزاد، نشریه دنیای تجارت در شماره 20 و 21 اذر ودی ماه 1388 که به حوزه ی میراث فرهنگی وگردشگری استان آذربایجان شرقی علی الخصوص تبریز پرداخته است دراقدامی تعجب برانگیز احمد کسروی را که نویسنده ی کتاب ضد شیعه ی (شیعه گری) است، جزو مشاهیر آذربایجان!؟ معرفی کرده است. این در حالی است که سازمان میراث فرهنگی استان تا به حال هیچ گونه موضعی در این قبال نداشته و حتی تعداد قابل توجهی از این نشریه را برای پخش در سطح استان تهیه کرده است.

قسمتی از نوشته های این نشریه در مورد احمد کسروی:

احمد کسروی (8مهر 1269 ، 20اسفند 1324)تاریخ نویس،زبان شناس وپژوهشگر برجسته ایرانی بود.دو کتاب او به نام های (تاریخ مشروصه ایران) و(تاریخ 18 ساله ی اذربایجان) از مهم ترین اثار مربوط به تاریخ جنبش مشروطه خواهی ایران است وهنوز به انها استناد می شود.

کسروی در جوانی به کسوت روحانیون شیعه درامد،اما بنا به دلایلی مدتی پس از رفتن به تهران عبا وعمامه اش را کنار گذاشت ودر عدلیه استخدام شد وبعد ازمدتی به خوزستان منتقل شد.او مدتی بعد،ازعدلیه برکنار شده ووکیل دعاوی شد.وی مبلغ پاک دینی (زدودن خرافات ازمذهب)بود.

در اواخر عمر نوشته های کسروی بسییار تندتر شدوکتب و نوشته هایی حاوی نقدهای شدید الحن به برخی شاعران پارسی گو،بهائیت صوفی گری،شیعه گری وشیخی گری منتشر کرد.سرانجام کسروی در ساختمان کاخ داد گستری تهران به قتل رسید.

نکته ی قابل توجه در متن بالا اینست که این نشریه علا رغم تاکید برعقاید ضدشیعی وی او را جزو مشاهیر اذربایجان نامیده است،در ضمن هیچگونه اشاره ای نسبت به علت و چگو نگی ترور این عنصر ضد مذهب توسط فدائیان اسلام ونواب صفوی نداشته است.

برای روشن شدن هر چه بیشتر شخصیت و عقاید ضد شیعی احمد کسروی اسنادی که بر گرفته از مرکز اسناد انقلاب اسلامی است ارائه می شود:

 

احمد كسروی از چهره‌های جنجالی تاریخ معاصر ایران و موضوع مناقشات بسیاری است. كسروی از دو جنبه اهمیت یافته است: نخست از منظر تاریخ‌نگاری، به ویژه تاریخ مشروطیت، و دیگر از منظر دشمنی‌هایی كه با تشیع و ائمه‌ی معصومین علیهم السلام داشته و ادعاهایی كه در مورد برانگیختگی خود مطرح می‌كرده است.
از منظر نخست ـ جایگاه وی درتاریخ‌نگاری مشروطه ـ كه هنوز هم هوادارانی دارد، در كتاب «كسروی و تاریخ مشروطه‌ی ایران» آمده است:
(زمانی كه كسروی حاصل پژوهش خود درباره‌ی مشروطیت ایران را منتشر كرد، دانشمند سرشناسی بود. وی در زمینه‌های تاریخ، زبان‌شناسی و جغرافیای تاریخی صاحب‌رای شناخته می‌شد. همین‌طور مصلحی اجتماعی محسوب می‌شد كه به اعتقاد خود ریشه‌ی دردهای جامعه را شناخته و راه‌حل‌هایی برای آن‌ها یافته بود.) (1)
یا دراظهارنظری مشابه، كسروی به عنوان بزرگترین مورخ مشروطه ایران مطرح می‌شود. (2)
امام خمینی كه خود زمانه‌ی كسروی را درك كرده است، در مورد وی قضاوت منصفانه‌ای دارد:
(... یك دفعه آدم می‌بیند كه كسروی آمد و كتابسوزی [کرد]. مفاتیح‌الجنان هم جزو كتاب‌هایی بود كه سوزاند. كتاب‌های عرفانی را هم سوزاند. البته كسروی نویسنده‌ی زبردستی بود، ولی آخری دیوانه شده بود یا یك مغزی است كه این مغز ـ بسیاری از شرقی‌ها این طوری هستند كه تا یك چیزی، چهار تا كلمه‌ای یاد می‌گیرند، ادعایشان خیلی بالا می‌شود. كسروی آخری ادعای پیغمبری می‌كرد. نمی‌توانست به آن بالا برسد، آن‌جا را می‌آورد پایین.) (3)
از منظر دوم، اندیشه‌های انحرافی ضدشیعی كسروی، از زمان طرح با عكس‌العمل‌هایی در سراسر ایران مواجه شد. مرحوم استاد غلام‌رضا سعیدی خراسانی از جمله كسانی است كه با كسروی ارتباطاتی داشته است. حجت‌الاسلام سیدهادی خسروشاهی به نقل از ایشان می‌نویسد:
(من در 1312 در روزنامه‌ی شفقِ سرخ مقالاتی بر ضداروپایی‌گری به قلم احمد كسروی خواندم كه بسیار برایم جالب بود. از بیرجند نامه‌ای به وی نوشتم و تاكید نمودم كه برای نشر این قبیل اندیشه‌ها، باید نشریه یا مجله‌ای مستقل منتشر گردد. كسروی در پاسخ ضمن ارسال یكی دو تا از كتاب‌هایش نوشت كه به زودی مجله‌ی پیمان را منتشر خواهد ساخت و از من هم دعوت به همكاری كرد. پیمان در سال 1313 منتشر شد و من هم مقالاتی در زمینه‌های اسلامی ترجمه و به آن می‌فرستادم كه چاپ می‌شد. تا آن‌كه من به تهران آمدم و او عاشقانه از اسلام صحبت می‌كرد و یك بار هم مرا برای افطار دعوت كرد ... اما وقتی دو سال بعد، انحرافاتی درمجله پیمان و پرچم و نشریات وی دیدم، روزی به سراغ وی رفتم و پس از مباحثاتی كه دیدم تاثیری ندارد، به او اخطار كردم كه هذا فراق بینی و بینك. و از او جدا شد.
كسروی دچار خودگنده‌بینی شد ... عضویت در انجمن علمی سلطنتی لندن، انجمن پطروگراد و انجمن علمی واشنگتن، او را سخت مغرور كرد. شذوذاتی هم خود داشت كه دچار آن انحراف بزرگ شد و آن ظلم را بر اسلام و تشیع روا داشت...) (4)
در فضای نسبتاً باز بعد از شهریور 1320، سماجت و لجاجتی كه كسروی در طرح مباحث ضدشیعی خرج می‌داد، علما را به تكاپو واداشت و اثرات منفی مقابله با علما در دوره‌ی رضاشاه را تا حدودی خنثی كرد. جنبشی پرتحرك به راه افتاد. نهضتی كه علیه اندیشه‌های كسروی در میان عالمان دینی شروع شده بود، به تولید حجم زیادی از منابع مكتوب فرهنگی منجر گردید. (5)
در این تقابل فكری به دو مشی مشخص می‌توان اشاره كرد. مقابله‌ی فكری و فرهنگی با اندیشه‌ی كسروی كه حاج سراج انصاری سردمدار آن بود. (6)
فعالیت‌هایی كه آیت‌الله سیدنورالدین شیرازی رییس حزب برادران (7) یا محمدتقی شریعتی در كانون نشر حقایق اسلامی مشهد (8) انجام می‌دادند، نمونه‌هایی از این تكاپوی فكری و فرهنگی برای حفظ هویت مذهبی است.
و اما این اسناد
اندیشه‌های ضدشیعی كسروی، ضمن آن‌كه علما را به تكاپو جهت پاسخ‌گویی به شبهات وی واداشت، در میان مردم مسلمان ایران هم هیجانی به پا كرد که متاسفانه تا كنون اسناد قابل توجهی از این موضوع منتشر نشده است. با این حال در آرشیو مركز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد محدودی (9) ـ حدود سی‌برگ ـ در مورد كسروی وجود دارد كه بازنویسی و برای استفاده‌ی محققان ارایه می‌شود. در این اسناد به موضوعات مهمی پرداخته شده است: شكایت مردم مراغه از كتاب شیعی‌گری، شكایت پیروان كسروی از مردم تبریز و مراغه و دیلم، شكایت اهالی میاندوآب از پیروان كسروی، شكایت كسروی به نخست‌وزیر، شكایت كسروی از كاركنان دولت، نامه‌ی روشنگری کسروی با نام سرگذشت من مردان نیک داوری کنید، خط و ربط‌هایی میان بخش اداری‌-‌سیاسی وزارت كشور و كسروی، هیجان عمومی مردم رشت علیه جشن كتاب‌سوزی كسروی و از همه مهم‌تر تشكیل جلساتی از طرف علمای تهران و تهدید دولت به اعتصاب و تظاهرات در شهر در صورت عدم قبول تقاضای آن‌ها جهت آزادی قاتلان كسروی.
پانوشت‌ها
1. سهراب یزدانی، كسروی و تاریخ مشروطه‌ی ایران، تهران، نشر نی، 1376، ص 24
2. داریوش رحمانیان، آذربایجان، مشروطه و ناسیونالیسم، نامه‌ی مشروطه، خبرنامه‌ی ستاد بزرگداشت یك‌صدمین سالگرد مشروطیت، شماره‌ی سوم، اردیبهشت 1384، ص 81
3. صحیفه‌ی امام (مجموعه آثار امام خمینی)، جلد 13، تهران، موسسه‌ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص 32
4. غلام‌رضا سعیدی، مفخر شرق سیدجمال‌الدین اسدآبادی، به كوشش سیدهادی خسروشاهی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1370، صص13 ـ 14
5. رک به. رسول جعفریان، رسائل سیاسی-اسلامی دوره‌ی پهلوی، جلد اول، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1384
6. رك به: رسول جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (سال‌های57 ـ 1320)، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ ششم، 1383
7. رك به: دكتر احمد بهشتی، سه سال در محضر استاد، به انضمام زندگی‌نامه‌ی حضرت آیت‌الله سیدنورالدین حسینی الهاشمی، قم، انتشارات فجر ولایت، 1383، صص 24 ـ 17
8. پروین منصوری، تاریخ شفاهی كانون نشر حقایق اسلامی، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1384
9. آرشیو مركز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده‌های احمد كسروی به كدهای 22505 و 20343