جديدترين استفتائات

خوراندن الكل به ديگران
س: من در غرب زندگى مى‌كنم و اشتباهاً دو بسته كيك خريدم كه حاوى الكل است. از آنجا كه براى خريد آن هزينه كرده‌ام آيا جايز است آن را به خانواده‌ام كه مسيحى هستند بدهم كه بخورند يا بايد آن را دور بريزم؟
ج) خوراندن غذايى كه محتواى الكل است به ديگرى هر چند غيرمسلمان باشد، جايز نيست.

شك در صحّت كفاره بعد از زمان اداى آن
س: در ماه مبارك رمضان روزه‌ى يك روز من باطل شد كه بايد به جاى آن 61 روز كفاره آن را مى‌گرفتم من همه‌ى روزه‌هاى كفاره را گرفته‌ام اما مطمئن نيستم كه 30 روز پشت سر هم گرفته‌ام يا 31 روز، اكنون تكليف من چيست؟
ج) اگر روزه‌هاى كفاره را گرفته‌ايد و در وقت روزه گرفتن متوجه بوديد كه 31 روز آن بايد پشت سر هم باشد، شك و ترديد فعلى اعتبار ندارد.

عدم انتقال حق قصاص به ورثه‌ى مادر در فرض حيات پدر
شخصى به قتل مى‌رسد، ولى دم منحصر است به پدر و مادر مقتول، قبل از قصاص قاتل, مادرِ مقتول فوت مى‌نمايد:
1ـ آيا ورثه مادر در کنار پدرِ مقتول، «ولى دم» خواهند بود و حق درخواست قصاص دارند؟
2- و يا در صورت مصالحه پدرِ مقتول به وصول ديه، ورثه‌ى مادر ملزم به پذيرش قدرالسهم مادر خواهند بود؟
3ـ در فرض مذکور، با وجود، پدر حق قصاص به طبقه بعد، از وراث خواهد رسيد يا خير؟

ج) با فوت مادر، ولىِّ دَمْ تنها پدر است و حق مادر به ورثه‌اش منتقل نمى‌شود و ورثه مادر سهمى در ديه تصالحى و يا حق قصاص ندارند.

مسافرت در صورت احتمال عدم وجدان آب براى وضو
س: اگر کسى احتمال بدهد يا يقين داشته باشد که در همراهى با يک گروه کوهنوردى، به جايى خواهد رسيد که آبى براى طهارت و وضو پيدا نخواهد کرد و وقت نماز هم مى‏‌گذرد، آيا مى‌تواند به اين برنامه کوهنوردى برود يا نبايد برود؟
ضمنا اين موضوع در اکثر برنامه‌هاى کوهنوردى، وجود دارد.

ج) اگر قبل از وقت نماز عازم كوهنوردى شود، اشكال ندارد و چنانچه در وقت نماز آب براى وضو پيدا نكند و با تيمم نماز بخواند، مانع ندارد.

شك در مقدار پرداخت شده به فروشنده
س: اگر جنسى را به پانصد تومان خريدارى کرده و فروشنده هزار و پانصد تومان به عنوان الباقى پولم به من پس داد و من شک کردم که به فروشنده هزار تومان دادم يا دو هزار تومان، آيا مى‌بايست از فروشنده سؤال کنم يا اينكه پولى که فروشنده به من داده را بگيرم و به شک خود اعتنا نکرده و بنا را بر اين بگذارم که حتماً اسكناس دو هزار تومانى به فروشنده داده‌ بودم که هزار و پانصد تومان به من پس داده است؟ (ضمناً با توجه به اينكه اينجانب در امور مالى بسيار شک مى‌کنم، آيا در حكم مسأله فوق تفاوتى مى‌كند يا خير؟)
ج) اگر نمى‌دانيد كه زيادى به شما پس داده‌اند يا نه، پرس و جو لازم نيست، اگر چه بهتر است سؤال كنيد.

مخاطب قرار دادن غير خدا در قنوت
س: مى‌گويند در نماز به غير خدا نبايد توجه شود. سؤال من اين است که اگر در قنوت نماز، دعاى فرج (الهى عظم البلاء ..) خوانده شود که در آخر آن توسل به حضرت صاحب‌الزمان(عج) وجود دارد و نيز خوانده مى‌شود «يا محمدُ يا علي، يا علىُ يا محمد اكفياني ...»، آيا اين توجه به غير خدا محسوب مى‌شود يا خير؟ و حکم خواندن چنين دعايى در نماز چيست؟
ج) مخاطب قرار دادن غير خدا در نماز موجب بطلان نماز است.

روش انجام ركوع و سجود نماز مستحبى
س: آيا در نماز نافله در حال استقرار و اختيار مى‌توان ركوع و سجود را با ايماء و اشاره انجام داد؟
ج) در حال استقرار در مكانى، بايد هم قبله را مراعات كند و هم ركوع و سجود را به نحو صحيح انجام دهد ولى مانع ندارد نافله را در حال اختيار هم نشسته بخواند.

ازدواج دختر فاقد ولىّ به جهت محرميّت
س1: آيا مى‌توان دختر باكره‌‌اى را كه فاقد پدر و جدّ پدرى مى‌باشد براى محرميّت، به عقد فرزند نوزاد پسر مردى كه به منزل آنها تردد دارد (اعم از فاميل و...) درآورد؟
س2: در صورت خوانده شدن مجرّد عقد در قبل، آيا آنها به هم محرم بوده و آن دختر عروس آن مرد و مادرش مادر زن نوزاد محسوب مى‌شود؟
س3: محرميت و ازدواج آنها در آينده با يكديگر چه حكمى دارد؟

ج) دختر بالغه رشيده كه پدر و جدّ پدرى ندارد اختيار ازدواجش با خودش است و نياز به اجازه كسى ندارد، ولى در تزويج او با پسر نابالغ اگر چه شيرخوار باشد، بايد با ولايت پدر پسر باشد، و عقدى كه به قصد جدّى تزويج و به نحو صحيح خوانده شده، تمام آثار شرعى آن بر آن مترتب است.

شرايط قربانى
س: احتراماً به استحضار مى‌رساند همانگونه كه مستحضريد يكى از شرايط هدى آن است كه لاغر نباشد، از طرفى نژاد گوسفندان به لحاظ تغيير محل جغرافيا متفاوت مى‌باشد، در اين صورت لاغرى و چاقى متناسب با نژاد آن سنجيده مى‌شود.
حال بفرماييد لاغرى به حسب نژاد سنجيده مى‌شود يا حتماً مى‌بايست درشت باشد؟
ج) بزرگى و كوچكى گوسفند دخالت ندارد، چاقى و لاغرى هر گوسفندى به ملاحظه خودش محاسبه مى‌شود كه علاوه بر شرايط سنى و عدم نقص اعضاء بايد لاغر نباشد.

مرگ هم زمان پدر و پسر
س1: پدر و فرزندى در سانحه رانندگى در آن واحد فوت نموده‌اند و حسب نظريه (كمسيون پزشكى قانونى) تقدم و تأخر زمانى فوت نامبردگان مجهول مى‌باشد. اعلام فرماييد در مثل ما نحن فيه. اصل قاعده عدم توارث ثابت است يا اصل توارث؟ به بيان ديگر آيا متوفيان (پدر و پسر) از يكديگر ارث مى‌برند يا خير؟ با توجه به اين كه زمان فوت نامبردگان مجهول و معلوم نمى‌باشد كه كداميك زودتر فوت نموده‌اند.
س2: با توجه به اينكه در ما نحن فيه، متوفيان از طبق اول ارث وارثى ندارند و صرفاً زوجه باقى است آيا تمام ماترك متعلق سهم زوجه است يا اينكه به طبق دوم ارث (برادر و خواهر متوفىٰ) نيز ارث تعلق مى‌گيرد؟ ميزان سهم هر يك نيز معيّن گردد؟
ج) در فرض سؤال يكى از دو متوفى خواه پدر باشد و يا پسر، فرض مى‌شود اول فوت كرده و ماترك او بين متوفاى ديگر و ساير ورثه‌ى وى تقسيم مى‌شود، سپس فرض مى‌شود متوفاى ديگر اول فوت كرده و ماترك او بين ورثه تقسيم مى‌شود، ولى در اين فرض متوفاى دوم از آنچه از وى به متوفاى فرض اول ارث رسيده، ارث نمى‌برد بلكه از باقى تركه‌اش ارث مى‌برد و آنچه هر يك از همديگر ارث بردند از هر يك به ورثه شرعى‌اش هر كسى كه باشد، مى‌رسد و تعيين سهم هر يك را خودتان حساب نماييد.

تربيت حيوانات براى نمايش در سيرك
س: حيواناتى كه در سيركها حركات نمايشى انجام مى‌دهند تحت شكنجه و تنبيهات بدنى شديد تربيت مى‌شوند. اين حيوانات با شلاق‌هاى مخصوص ضرب و شتم مى‌شوند و در هنگام نمايش با شنيدن صداى شلاق به هر كارى كه مربى آن حيوان دستور دهد تن مى‌دهند. هدف از اين نوع تربيت هم فقط اجراى نمايش و به منظور تفريح انسان‌ها مى‌باشد، لذا حكم تربيت و نمايش حيوانات در اين سيركها را اعلام فرماييد.
ج) ايذاء و ضرب حيوانات جهت ترساندن آنها براى نمايش تفريحى صورت شرعى ندارد.

مرگ همزمان اعضاى خانواده
س: چنانچه دو يا چند نفر از يك خانواده در حادثه سقوط هواپيما در دريا و يا خشكى و يا غرق كشتى در دريا و يا غرق لنج و قايق در رودخانه و يا خرابى ناشى از بمباران، افتادن درخت، سقوط هواپيما در اثر برخورد موشك يا با زمين، برخورد و تصادم دو اتومبيل يا دو قطار يا دو هواپيما و... جان خود را از دست بدهند بطورى كه تأخر و تقدّم فوت آنها مشخص نباشد آيا از همديگر ارث مى‌برند يا خير؟ آيا اين موارد را مى‌‌توان شامل هدم و غرق دانست؟
ج) موارد مذكور حكم فوت در اثر غرق يا هدم را دارد كه ترتيب ارث آن در كتاب «تحريرالوسيله» مذكور است، مراجعه نماييد.

عبادات در اماكن داراى روز و شب شش ماهه
س: دوستم در اروپاى شمالى كار مى‌كند كه شش ماه روز و شش ماه شب است، حكم شرعى عبادات او چيست؟
ج) نمازها را در وقت، به همان افق محل سكونت ـ كه صبح را در صبح آنجا و ظهر و عصر را، به همان وقت آنجا، و نماز مغرب و عشاء را در بعد از مغرب همانجا ـ‌ بايد بخواند.
و روزه، به حساب اينكه روز خيلى طولانى است و تمكن از روزه ندارد، ساقط است.


سقوط اجازه پدر يا جدّ پدرى
س: دخترى كه دم بخت است و موقع ازدواج او رسيده است اگر ولىّ قانونى او (يعنى پدر و جدّ پدرى) يا مفقودالاثر باشند يا حضور داشته باشند و با ازدواج چنين دخترى مخالفت داشته باشند در صورتى كه شوهر هم‌كفو او محسوب شده و توانايى فراهم آوردن امكانات چنين ازدواجى را از نظر مادر دختر و معرفين داشته باشد، از نظر حضرتعالى آيا يكى از سر دفتران ازدواج مى‌تواند چنين ازدواجى را ثبت و امضاء نمايد يا خير؟
ج) ازدواج دختر باكره موقوف بر اجازه پدر يا جدّ پدرى است ولى اگر پدر و جدّ پدرى مفقود باشند يا در سفر باشند و دسترسى به آنان نباشد در اين صورت احتياج به اجازه‌ى آنان نيست و همچنين اگر با ميل دختر به ازدواج، كفو شرعى و عرفى وى از او خواستگارى كند و پدر و جدّ پدرى از اجازه‌ى چنين ازدواجى امتناع ورزند و پاى كفو شرعى و عرفى ديگرى كه مورد قبول پدر يا جدّ پدرى باشد در ميان نباشد، در اين صورت ولايت پدر و جدّ پدرى ساقط است و ازدواج دختر نياز به اجازه آنان ندارد.

 خمس اعتبار كارت تلفن يا شارژ
س: آيا به اعتبار باقيمانده کارت‌هاى تلفن و شارژ موبايل اعتبارى، خمس تعلق مى‌گيرد؟
ج) شارژ موبايل را اگر با درآمد بين سال پرداخته است، اعتبار باقيمانده در كارت سر سال خمسی خمس دارد.

سقط جنين چهل روزه
س: پدر و مادرى جنين چهل روزه‌اى را سقط كرده‌اند چون مادر بيمار بوده و پزشكان به صورت شفاهى گفته بودند كه زايمان براى مادر خطر دارد و از باردار شدن منع شده بوده است، آيا به عمل فوق ديه تعلق مى‌گيرد يا خير؟ در صورتى كه جواب مثبت است قيمت امروزى چقدر است و به چه جايى يا كسى پرداخت گردد؟
ج) جنين چهل روزه اگر بصورت علقه درآمده بود، ديه‌ى اسقاط آن سى مثقال طلا است و ديه به عهده كسى است كه مباشر در سقط آن بوده است و به شخص مباشر اسقاط نمى‌رسد بلكه به ساير ورثه جنين از پدر يا مادر يا برادر و خواهر ارث مى‌رسد.

برداشت هزينه‌هاى ميّت از پول فروش اموالش
س: پدر اينجانب در سال 1379 فوت نموده‌اند و كل هزينه‌هاى مربوط به كفن و دفن و تشييع جنازه و مراسمات تا سالگرد مجموعاً چهل ميليون ريال شده است، كه طبق وصيت پدرم بايد از ثلث مالش كه عبارت از يك منزل مسكونى است، برداشته شود. در حال حاضر هشت سال از فوت ايشان مى‌گذرد و مى‌خواهيم منزل را فروخته و هزينه‌هاى صرف شده‌ى مورد اشاره را از ثلث مال ميّت برداريم، با توجه به اينكه قيمت منزل نسبت به سال 1379 افزايش داشته است، مبلغ خرج شده را به چه نحوى بايد محاسبه كرد؟
ج) همان مبلغ هزينه شده از ثلث وجه فروش منزل ماترك ميّت برداشته مى‌شود، حق برداشت زائد را ندارند.

غيبت شخص متجاهر به فسق
س1: آيا غيبت شخص متجاهر به فسق جايز است؟
س2: ملاک تجاهر به فسق چيست؟

ج1) نسبت به صفتى كه تجاهر كرده، جايز است.
ج2) عرفى است.


استفاده مرد از اشياء آب طلا كارى شده
س: استفاده از ساعتى كه آن را به جاى رنگ آب طلا داده‌اند براى مرد چه حكمى دارد؟
ج) اشكال ندارد.

ادعاى وقفى بودن زمين مجهول‌المالك
س: آيا کسى مى‌تواند ادعاى وقف بودن زمين مجهولى را داشته باشد؟
ج) براى ثبوت وقفيّت، وجود وقفنامه شرط نيست بلکه اعتراف ذواليد (که وقف در تصرّف آنان است) يا اعتراف ورثه‌ى ذواليد بعد از فوت او، به وقف بودن آن ملک، کافى است و همچنين احراز سابقه رفتار با آن ملک به عنوان وقف يا شهادت دو مرد عادل بر وقف بودن آن و يا شهرت وقفيّت آن ملک بين مردم بخصوص افراد کهنسال به گونه‏اى که مفيد علم يا اطمينان باشد هم وقف بودن را ثابت مى‏کند. در نتيجه با وجود يکى از اين دلائل وقفيّت، حکم به وقف بودن مى‏شود و درغير اين صورت وقف محقق نيست.

دعاى فارسى در سجده
س: آيا در سجده مى‌توان بعد از ذكر سجده دعايى به زبان فارسى خواند؟ يا فقط دعايى به زبان فارسى خواند؟
ج) خواندن دعا به زبان فارسى در سجده اشكال ندارد ولى كفايت از ذكر واجب نمى‌كند و بايد ذكر واجب خوانده شود.

 خواندن نماز با چادر بدن‌نما
س: آيا نماز خواندن با چادر نازک که شبح بدن زير آن نمايان است صحيح است؟ اگر صحيح نيست کسى که با اين پوشش نماز خوانده وظيفه‌اش چيست؟
ج) بنابر احتياط واجب پوشاندن شبح بدن لازم است و بدون ستر آن نماز صحيح نيست ولى نمازهايى كه با اعتقاد به صحّت به صورت مذكور خوانده شده، صحيح و مجزى بوده است.

 ملاك حليّت و حرمت در پرندگان
س: آيا پرنده فلامينگو که از لک لک سانان است، حلال گوشت مى‌باشد؟
ج) پرنده حلال از حرام آن به دو امر تشخيص داده مى‌شود كه هر كدام از آنها در شرع علامت حلال و حرام بودن ـ در موردى كه بر حليت و بر حرمت آن تصريح نشده باشد نه در موردى كه نصى بر حكم آن از حيث حليت و حرمت باشد ـ قرار داده شده است:
يكى از آن دو امر «صفيف»* و «دفيف»** است پس هر پرنده‌اى كه صفيفش بيشتر از دفيفش باشد حرام است و هر پرنده‌اى كه عكس آن باشد به اينكه دفيفش بيشتر باشد، حلال است.
دومى آنها «چينه‌دان» و «سنگ‌دان» و «صيصيه»*** است؛ پس هر پرنده‌اى كه يكى از اين سه را داشته باشد حلال است و هر پرنده‌اى كه هيچ يك از اينها را نداشته باشد حرام است؛ و پرنده آب (دريايى) با غير آن در دو علامت ذكر شده مساوى مى‌باشد پس هر آنچه كه دفيفش بيشتر از صفيفش باشد يا در آن يكى از اين سه نشانه باشد، حلال است اگر چه ماهى مى‌خورد و آنچه كه صفيفش بيشتر از دفيفش باشد يا هيچ يك از آن سه را نداشته باشد، حرام است؛ و تشخيص موضوع بر عهده مكلّف است.


* صفيف: گشادن بالها در وقت پريدن است.
** دفيف: تكان دادن بالهايش در وقت پريدن است.
* * * صيصيه: تيغى است كه در پشت پاى پرنده قرار دارد.