همزمان با سفر محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران به شیراز کانون جوانان سعدی شیراز بیانیه‌ای با طرح چند سؤال و نکته در روز سخنرانی بین مردم پخش کرد. به نام خدا جناب آقای خاتمی حضورتان را به شیراز خیر مقدم عرض نموده به عنوان مجمع جوان پر شور با توجه به جهان‌‌گردی حضرت‌عالی که گویا درصددید در داخل آن‌را به سفرهای استانی تبدیل کنید. به منظور شفاف‌سازی، دانستن حق شهروندی است، جامعه مدنی، رعایت حقوق مخالف و امثال‌ها، سؤالات و شبهاتی داریم که به طرق ممکن درخواست داریم پاسخ‌های آن‌را با صداقت و رعایت امانت ارائه، تا آگاهی یابیم. و ان‌شا الله پاسخ آن‌را در سایت حضرت‌عالی یا موسسه باران دریافت خواهیم کرد. 1. اسناد و مدارک موجود در سایت‌ها و نشریات داخلی و خارجی نشان می‌دهد، ویزای سفر شما به آمریکا را شخصا جرج بوش رئیس‌جمهور آمریکا امضا نموده و در برابر اعتراض جمعی آز آمریکائیان اعلام کرده (اجازه سفر آزاد در آمریکا به خاتمی داده شده تا صدائی غیر از صدای مسؤولین جمهوری اسلامی ایران را بشنویم) مگر شما چه مواضعی دارید که آمریکائی‌ها از آن مواضع که مغایر با مواضع رسمی نظام اسلامی است قصد بهره‌برداری دارند؟ آیا در سفر به آمریکا توجه‌ای به منافع، امنیت و مواضع رسمی نظام اسلامی صورت گرفت؟ وقتی سران آمریکا از شما تجلیل می‌نمایندُ ما پیروان معمار انقلاب اسلامی ایران امام خمینی رحمة الله عليه که فرمودند: آن روزی که آمریکا از ما تعریف کند باید عزا گرفت – آن‌هایی که خواب آمریکا را می‌بینند خدا بیدارشان کند) چگونه باید تعریف و تمجید آمریکا از شما را قبول و توجیه نمائیم؟ 2. با چه توجيهي و مطابق با فتواي كدام مرجع تقليد با زنان نامحرم در ايتاليا دست داديد؟ آيا اين كار را حرام نمي‌دانيد؟ 3. در سطح کشور مطرح است، بخشی از امکانات منقول و غیرمنقول مرکز گفت‌وگوی تمدن‌ها در زمان مهاجرانی که اینک ساکن لندن شده، به موسسه باران انتقال یافته و از آن‌ها برای سفرهای خارجی بهره می‌برید، آیا این موضوع صحت دارد؟ اگر خیر ،اجازه می‌دهید قوه قضائیه لیست اموال موسسه باران را تهیه و منابع تامین آن‌را مشخص و بصورت رسمی مطرح نماید؟ 4. در عصر اصلاحات، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با حمایت هاشم آقاجاری که به هتک حرمت مقدسات و اسلام پرداخته بود مطرود حوزه‌های علمیه قم، شده، حضرت آیت الله مشکینی به نمایندگی از جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، سازمان مجاهدین را نامشروع و همکاری با آن‌ها را منع نموده است،. همکاری نزدیک شما با سران و دبیر کل سازمان نامشروع انقلاب اسلامی به عنوان یک روحانی چه توجیهی می‌تواند داشته باشد؟ اصلا جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را به عنوان یک نهاد رسمی روحانیت به رسمیت می‌شناسید؟ اگر آری چه اندازه از موضع آن‌ها نسبت به سازمان نامشروع انقلاب اسلامی حمایت می‌کنید؟ 5. آیا احساس نیاز نمی‌کنید، مواضع فرهنگی و دینی خود را بر چند نفر از فضلای حوزه علمیه قم ارائه تا صحت آن‌ها و تطبیق آن با اسلام ناب محمد صلي الله عليه و آله و سلم ‌تبیین تا در سفرهای خارجی پاسدار اسلام ناب محمدی باشید؟ 6. پس از گذشت دو سال از دولت نهم، هنوز حجه الاسلام کروبی از اعتماد ملی و حسین مرعشی از کارگزاران سازندگی در آخرین مواضع اعلام شده خویش، انتخابات نهم را مخدوش جلوه داده ،کروبی خود را ذی حق ریاست جمهوری و مرعشی، هاشمی را ذی‌حق می‌داند. با توجه به این‌که مسؤولیت انتخابات ریاست‌جمهوری با دولت شما بوده چه پاسخی در برابر شایعات و شبهات دارید؟ آیا احساس نمی‌کنید آن عزیزان هنوز بوئی از قانون‌گرائی نبردند؟ 7. اصلاح‌‌طلبان تندرويی که شعار نافرمانی مدنی سر می‌دادند و با تحصن در مجلس ششم آب به آسیاب دشمن ریختند، فاجعه دانشگاه تهران را دامن زدند، اصلاحات را بی‌سر معرفی کردند، قصد پیاده کردن شما از قطار اصلاحات داشتند، شعار فتح سنگر به سنگر و فشار از پایئن و چانه‌زنی از بالا را عملیاتی ساختند، به مقدسات مردم پشت کرده، توهین نمودند،علی‌رغم آنهمه جفا و ستم بر شما، اینک در آستانه انتخابات مجلس هشتم درصدد هستند، از شخصیت شما بازهم همچون نردبانی بالا روند، آیا اجازه می‌دهید با آن همه جفا و ستم بر شما و اسلام، انقلاب، نظام و ارزش‌ها باز هم از وجودتان بهره‌برداری سیاسی کنند؟ 8. آیا همچنان تهاجم فرهنگی را توهم می‌پندارید یا با جهانگردی و ایرانگردی به این نتیجه رسیده‌اید که تهاجم فرهنگی حقیقت دارد؟ 9. آیا حضرت‌عالی سیادت را مبنای شایسته‌سالاری می‌دانید؟ اگر خیر، شایسته‌سالاری چه معیارهای دارد؟ و چرا اجازه می‌دهید اصلاح طلبان از سیادت شما سو استفاده نمایند؟ 10. در سطح کشور مطرح است از کاخ ریاست‌جمهوری و امکانات موجود آن همچنان استفاده می‌کنید، به منظور شبهه‌زدایی تقاضا می‌شود هر چه سریع‌تر از آن خارج و کمک نمایید دولت نهم بتواند بنزهای مدرن و مدل بالا اهدایی شما به آقای کروبی و حسن روحانی باز پس گرفته و به بیت‌المال باز گردد.