مصاحبه جالب و خواندني يك سايت خبري با دبير سياسي گروه "موسوم به حزب الله" !
|
مصاحبه جالب و خواندني يك سايت خبري با دبير سياسي گروه "موسوم به حزب الله" ! |
|
جهان - اگر چه مسؤولان گروه «حزب الله ایران» بر این اعتقادند که ریشه فعالیتهای این گروه به سالهای دور باز میگردد اما در عرصه سیاسی کشور حدود دو سالی است که نام حزب الله ایران مطرح شده است. خیلی تلاش کردیم تا با «سید محمد باقر خرازی» دبیر کل این گروه گفتوگو کنیم اما هرچه تلاش کردیم تنها جوابی که گرفتیم این بود که «حاج آقا با هیچ رسانهای مصاحبه نمیکند»! دلیلش هم تا اخر بر ما روشن نشد! اما انجام مصاحبه با حسین کنعانی مقدم که مسؤولیت دبیری سیاسی این گروه را بر عهده دارد خیلی دشوار نبود. کنعانی مقدم را قبلا" با حزب سبز (!) میشناختیم اما الان در حزبالله (!) فعالیت میکند. ... 11 سال است دبیر کل حزب سبز را بر عهده داشته و از یک سال پیش تا حالا هم مسؤولیت دبیر سیاسی و روابط بینالملل حزبالله ایران را بر عهده دارد. مصاحبه ما با دبیر سیاسی حزب الله ایران در دفتر کار شیک او (!) در شهرک غرب (!) انجام شد و او با خوشرویی به سؤوالات صریح ما پاسخ گفت که تفصیل این گفتوگو در پی میآید: حزب الله ایران یک دفعه از کجا وارد عرصه سیاسی کشور شد. یادم نمیآید تا دو سال قبل اسمی از این گروه در رسانهها مطرح شده باشد؟ حزب الله ایران را اگر به عنوان یک حرکت نهضتی و یک جریان سیاسی در نظر بگیریم، از زمان پیدایش نهضتهای مبارزاتی، نیروهایی که وارد عرصه مبارزه میشدند عنوانشان نیروهای حزب الله بود. پس حزب الله از این منظر صبغه تاریخی و قرآنی دارد ! اما خود تشکیلات ستاد مرکزی حزب الله از سال 1353 فعالیت رسمی خودش را آغاز کرده و در همان دوران خفقان در قم فعالیت میکرد. این ایام، دوره جنینی حزبالله بود اما این تشکیلات بعد از انقلاب دوره تولدش را شروع میکند و همین، رشد و نمو فکری، عقلی و جسمانیاش را از منظر تشکیلاتی به دنبال داشت. دوره اصلاحات، دوره تحول فکری و بنیادی حزبالله بود یعنی 10 سال بر روی مبانی حزبالله کار شد و کتاب «هویت حزب الله» تهیه و منتشر و 400 جلد کتاب راجع به مبانی فقاهتی و اصولی حزبالله آماده چاپ شد. منظور دقیقتر من این است که جای جریان حزب الله در کجای آرایش نیروهای سیاسی کشور قرار دارد؟ بالاخره ما بعد از انقلاب یک آرایش سیاسی مشخصی در کشور داشتهایم. ببینید، جریان سیاسی در کشور ما تا به امروز دو بعدی و متشکل از یک x و یک y بوده و مهندسی سیاسی کشور عبارت بوده از چپ و راست. اعتقاد ما این است که باید فضای سیاسی ایجاد شود و همه گروههای سیاسی داخل کشور بتوانند در این فضا تنفس کنند. حزب الله، بعد سوم سیاسی کشور است. یعنی جریان سوم؟ نه، بعد سوم. جریان سوم یک جریان دیگر است که میگوید نه چپ باشد نه راست؛ فقط خودم باشم. اما ما میگوییم هم چپ باشد هم راست به علاوه یک بعد سوم و فضای جدید. ما در حال فضاسازی برای شکلگیری بعد سوم هستیم. آقای کنعانی! «حزب الله» یک عنوان فراگیر است. چرا شما برای تشکیلاتی که دارید این عنوان فراگیر را انتخاب کردهاید؟ امسال، سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی است و این وحدت و انسجام یکی از استراتژیکترین شعارهای دو دهه اخیر انقلاب است. با توجه به صفآرایی دنیا در مقابل جمهوری اسلامی ایران موضوع اتحاد ملی یک ضرورت انکارناپذیر است و ما به دنبال یک چتری بودیم که بتواند همه نیروهای انقلاب را در زیر سایه خود جمع کند. این جمع نیروها که شما میگویید به دلیل اختلافاتی که در اندیشه و عملکرد با هم دارند عملا" امکانپذیر نیست. ببینید، شاید این گروهها اختلافاتی در سلیقه و اندیشه با هم داشته باشند اما در اصول زیادی با هم اشتراک عقیده دارند؛ مثلا همه قانون اساسی را به عنوان میثاق ملی مردم ایران قبول دارند و به حمایت از نظام جمهوری اسلامی معتقد هستند. ما به دنبال این هستیم که گروههای سیاسی را در زیر چتر این مشترکات جمع کرده و سازماندهی کنیم تا به اهداف و آرمانهای انقلاب برسیم. اما من باز هم معتقدم که این تز شما عملی نیست و فقط در حد یک تئوری زیبا باقی میماند. در مملکت ما هیچچیزی غیر ممکن نیست! جمع این نیروهای سیاسی را ما در جریان انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی تجربه کردهایم و الان هم با رهبری حضرت آیت الله خامنهای این امر امکانپذیر است. در طول هشت سال درگیری و رقابت اصلاح طلبها و اصولگراها شما (حزب الله) کجا بودید؟ و در کجای معادلات سیاسی قرار داشتید؟ ما خودمان را اصولگرا میدانیم اما اصولگرایی که در انحصار یک مجموعه خاص نیست. از طرفی، ما اصلاحطلبی را یکی از دستاوردهای انقلاب میدانیم، اصلا خود امام فرمود انقلاب یعنی اصلاحطلبی. ما حرکت اصلاحطلبی انقلابی را یکی از پشتوانههای تداوم انقلاب میدانیم. برخلاف نظر افرادی مثل حجاریان که اصولگرایی را در مقابل اصلاحطلبی تعریف میکنند ما معتقدیم که اصلاحات و اصولگرایی دو بال تداوم انقلاب اسلامی هستند و به همین خاطر ما هیچ حجت شرعی برای اتحاد اصولگراها علیه اصلاحطلبها و یا اتحاد اطلاحطلبها علیه اصولگراها نمیبینیم. در مقابل اصلاحطلبان یا در مقابل مفهوم اصلاحطلبی؟ انحصارطلبی سیاسی یکی از آفتهای فضای سیاسی کشور است. اصلاحطلبی، اصولگرایی و حزبالله نباید در انحصار گروه خاصی باشد! اینها مفاهیمی هستند که همگی جزء ارزشهای نظاماند. هیچکس نمیتواند ارزشهای نظام را در انحصار خودش بگیرد. اگر این کار را بکنیم نشانه فرا رسیدن مرگ ماست. خوب آقای کنعانی! خارج از این حرفهای تئوریک(!)، در جریان درگیریهای اصلاحطلبها و اصولگراها شما از کدام جریان حمایت میکردید؟ ما خودمان مشی اصولگرایان اصلاحطلب را داشتیم که همان نظر مقام معظم رهبری بود. خودمان را «همگرا» با اصولگراها و «همراه» با اصلاح طلبان میدانیم (!) و به دنبال این بودیم و هستیم که نیروهای ارزشی دو طرف بتوانند در «فضای سوم» فعالیت کرده و تعریف شوند. بنابراین در جریان رقابت این دو جریان ما هیچکدام را نفی نمیکردیم. چرا آقای خرازی (دبیر کل حزب الله) مصاحبه نمیکند؟ آقای خرازی مسؤولیت سیاسی و روابط بینالملل را به عهده من گذاشته و بیشتر مصاحبهها و بحثها را من انجام میدهم. البته جلسات ما خیلی باز است و ایشان در آنجا صحبت میکنند. خود آقای خرازی نمیخواهد زیاد مطرح شود به همین دلیل مصاحبه نمیکند !!! صحبتهای آقای خرازی کجا منتشر و منعکس میشود؟ در سایت و روزنامه حزب الله. چرا مطالبی که در سایت و روزنامه شما منتشر میشود بدون ذکر نام نویسنده است؟ این پنهانکاری چه دلیلی دارد؟ ما هیچوقت شخصیتمحور (!) نبوده و نیستیم و خودی برای خودمان نمیشناسیم. بیشتر دنبال این هستیم که دیگران را مطرح کنیم تا خودمان را (!) این ایثار و فداکاری چه دلیلی دارد؟ ما هیچ وقت نخواسته ایم که وزیر و وکیل و مدیر بشویم بنابراین دلیلی برای مطرح کردن خودمان نمی بینیم. درجه علمی آقای خرازی چیست؟ ایشان دکترای اقتصاد دارد و درس خارج میدهد و عنوان حوزوی آیت الله را دارد ! مدرک دکترای ایشان وطنی است یا خارجی؟ از کدام دانشگاه؟ مدرک ایشان از دانشگاههای داخل کشور است اما من نمیدانم از کدام دانشگاه ! آقای کنعانیمقدم! شما بیشتر در رسانههایی که وابسته به «کارگزاران» است مطرح میشوید و اخبار تشکیلاتی شما در این رسانهها منعکس میشود. این موضوع اتفاقی است یا هماهنگ شده؟ هر کسی از ظن خود شد یار من! در شرایطی که اصولگراها و بعضی از دوستانی که متاسفانه هویت خودشان را در کوبیدن آقای هاشمی میدیدند ما این شجاعت را داشتیم که پیش آقای هاشمی برویم و حرفهای ایشان را هم بشنویم و در یک حرکت تعاملی با ایشان بحث کنیم بدون اینکه به آقای هاشمی بگوییم ما آدم شما و سرباز پیاده شما هستیم؛ چیزی که برخیها تعبیر میکنند. عدهای با تخریب ما به دنبال اثبات خودشان هستند. پس شما به عنوان دبیر سیاسی حزب الله این را که عدهای میگویند حزبالله ایران سرباز پیادهنظام هاشمی رفسنجانی است، قبول ندارید؟ اصلا! به هیچوجه ما این حرف را قبول نداریم. ایشان یادگار انقلاب و یار امام و رهبری است اما حزب الله ایران نه تنها سرباز پیاده نظام آقای هاشمی نیست بلکه در خیلی از مسائل از جمله در موضوع کارگزاران به ایشان انتقاد دارد. در این مورد ما با کارگزاران و شخص آقای محمد هاشمی هم صحبت کردهایم (!) آقای هاشمی باید متوجه باشند که یک بخش سیاسی که به ایشان منتسب است از ایشان تبعیت نمیکند. این بخش سیاسی چه کسانی هستند؟ اینها بخشی از کارگزاران هستند (!) که نه تنها از آقای هاشمی تبعیت نمیکنند که حتی رفتار انقلابی ایشان را هم بر نمیتابند. در حالی که آقای هاشمی به عنوان یک روحانی انقلابی نقش بسزایی میتواند در بحث اتحاد ملی داشته باشد. ما با آقای هاشمی در این باره صحبت کردهایم و به ایشان گفتهایم که باید نقش خود را در این زمینه ایفا کند. پس هیچ وابستگی و مناسبتی بین حزبالله و کارگزاران وجود ندارد؟ اصلا! هیچ مناسبتی بین حزب الله و کارگزاران وجود ندارد. روزنامه حزبالله را چه کسانی اداره میکنند؟ بعضیها میگویند که این روزنامه در اختیار آقای قالیباف یا هواداران آقای قالیباف است. بله! بعضی از دوستان در روزنامه هستند که در انتخابات طرفدار قالیباف بودهاند اما این دلیل نمیشود که بگوییم طرفداران قالیباف اینجا را اداره میکنند (!). خیلی آدمها در کشور وجود دارند که طرفدار خیلی افراد هستند؛ مثلا اگر در سازمانی طرفداران احمدینژاد حضور داشته باشند نباید بگوییم که رایحه خوش خدمت آن جا را اداره میکند. یا مثلا خود من مسؤول ستاد بعضی دوستان از جمله آقایان شمخانی و محسن رضایی بودهام (!) اما این دلیل نمیشود که یک عده بگویند بخش سیاسی حزبالله در اختیار حامیان شمخانی یا رضایی است. ببینید! بحث این نیست که حضور طرفداران آقای قالیباف در روزنامه حزبالله درست نیست. آن دوستان هم از اصولگرایانی هستند که در دایره حزبالله به مفهوم کلانش قرار دارند و بسیار مورد احترام. سؤال من این است که تریبون گروه شما چرا توسط اعضای خود گروه اداره نمیشود؟ شما باید رونامه را ببینید. ما هیچ سخنی از قالیباف نداریم، هیچ تعریفی از ایشان نکردهایم و کمترین مصاحبهای هم با ایشان نداشتهایم. سؤالم شاید درست جا نیفتاد! اصلا" بحث آقای قالیباف نیست. صریحتر وارد موضوع میشوم. خیلیها میگویند وقتی تشکل حزب الله ایران از عهده اداره یک روزنامه بر نمیآید چطور به دنبال راهاندازی شبکه ماهوارهای است!؟ این حرف کذب است. ما با کمترین امکانات داریم روزنامه را به خوبی اداره میکنیم. ما حتی یک برگ کاغذ هم از وزارت ارشاد نگرفتهایم و از هیچ رانتی هم استفاده نکردهایم. موضوع راهاندازی ماهواره هم خیزشی به سوی تشکیل سازمان جهانی حزب الله است!!! ما نمیتوانیم دست روی دست بگذاریم و منتظر فراهم شدن امکانات باشیم. نرمافزار شبکه ماهوارهای را آماده کردهایم و سعی میکنیم هزینههای کار را از طریق اسپانسرهایی که پیدا میکنیم تامین کنیم!!! از نظر ما از لحاظ نرمافزار ماهواره حزبالله شکل گرفته. افراد زیادی هستند که معتقدند راهاندازی ماهواره با اهداف نظام جمهوری اسلامی ایران مغایر است. شما چرا دنبال ماهواره هستید؟ راهاندازی ماهواره با اهداف نظام مغایر نیست و برنامههایی که ما تهیه میکنیم تحت عنوان سازمان جهانی حزبالله است و در خارج از کشور روی آنتن میرود. از طرفی، ما یک مجموعه در مسیر و حامی نظام هستیم نه یک مجموعه اپوزیسیون. بنابراین دولت به خوبی میتواند از این مجموعه و طرح حمایت بکند. پول این کار را از کجا میآورید؟ راهاندازی و اداره شبکه ماهواره خیلی هزینه دارد. نه! بر اساس برآوردی که ما انجام دادهایم هزینه زیادی ندارد !! برای تولید برنامهها هم از دستگاههای دست دوم و سوم استفاده میکنیم! برای پرتاب امواج هم با برخی شبکهها مثل «arabsat» و «nightsat» و... با پیشنهاد مبلغ سالانه 60 هزار دلار صحبت کردهایم! بر اساس برآورد شما، برای شروع به کار شبکه ماهواره چقدر سرمایه نیاز دارید؟ تقریبا 200 میلیون تومان ! هزینه کارهای رسانهای شما از کجا تامین میشود؟ بخشی با پذیرش تبلیغات در روزنامه! و بخشی هم از طریق فروش خود روزنامه!!، بخشی هم از طریق کمکهای موسسه خیریه امام حسن عسکری(ع) !!! فکر میکنید که تفکر شما و دوستانتان در حزب الله ایران چقدر در عرصههای سیاسی و اجتماعی تاثیرگذار است؟ ما فقط به انجام تکلیف فکر میکنیم. رسیدن به هدف و نتیجه برای ما مهم نیست چون که ما مامور به وظیفهایم. ممکن است فعالیتهای ما برای این نسل جواب ندهد اما برای نسل بعدی اثرگذار باشد!!! بعضیها شما (حزب الله) را یک عامل فشار برای ایجاد انشقاق در جریان اصولگرا می دانند. شما این را میپذیرید؟ نه اصلا! البته اول باید ببینیم فشار یعنی چی؟ فشار بیشتر شگرد مجموعههایی است که زیرزمینی کار میکنند در حالی که ما خیلی آشکار داریم کار میکنیم ! به اعتقاد من، حرکت ما تقویت اصولگرایی است. ما اگر اصولگرایی را در حلقه 5+6 محصور کنیم این اصولگرایی میشود همان اصلاحطلبی !!! آقای کنعانی! ده نفر از شخصیتهای برجسته جریان حزبالله را که مورد قبول مردم باشند و جریان شما هم بتواند برای انتخابات بر روی آنها تکیه کند برای ما نام ببرید. ببینید! ما چون شخصیتمحور نیستیم هیچوقت به دنبال مطرح کردن اشخاص نبوده و نیستیم. البته خیلیها از ما حمایت میکنند. مثلا 114 نفر از نمایندگان مجلس !!! خیلی خوب، پس ده نفر از چهرههای برجستهای که از شما حمایت میکنند اسم ببرید؟ مثلا 114 نفر از نمایندگان مجلس !!! نه! ده نفر شخصیت برجسته و شناخته شده برای همه مردم که مثلا" در انتخابات بتوانید بر روی آنها تکیه کنید؟ خیلی از نمایندههای مجلس را همه مردم نمیشناسند. خیلی از کسانی که از ما حمایت میکنند دوست ندارند و راضی نیستند که اسمشان برده شود. آیا حزب الله یک جریان ثبت شده و رسمی است؟ حزب الله، حزب نیست که نیاز به ثبت داشته باشد. حزب الله یک نهضت فقاهتی، سیاسی و دینی است که نیازی به ثبت ندارد. یک حزب اللهی قبلا در قم بوده که آقای خرازی هم مسؤول آن بوده و ما برای حرکت سیاسی خودمان این را در وزارت کشور ثبت کردهایم و منتظر کمیسیون ماده 10 هستیم؛ یعنی به دنبال گرفتن مجوز برای شاخه سیاسی حزب الله هستیم. در انتخابات ریاستجمهوری نهم، حزب الله از چه کسی حمایت کرد؟ بعضیها می گویند که از آقای هاشمی حمایت کرد. نه اصلا اینجوری نیست. ما مدرک داریم! که آقای احمدینژاد شخصا از آقای خرازی به خاطر حمایت حزب الله تشکر کرده. ببینید، حزب الله از هیچکسی حمایت نکرد! بلکه از انتخابات حمایت کرد و با نیروهای اصولگرا تعامل بسیار خوبی داشت. اما شما گفتید مدرک دارید که آقای احمدینژاد از حاج آقا خرازی به خاطر حمایت تشکر کرده بعد میگویید از هیچ کاندیدایی حمایت نکردهاید؟ ببینید! ما در دور اول از مجموعه کاندیداهای اصولگرا حمایت کردیم و در مرحله دوم که بحث آقای هاشمی و آقای احمدینژاد بود ما از شرکت مردم در انتخابات حمایت کردیم! نظر صریح حزبالله و خود شما درباره کارگزاران چیست؟ من احزاب «دولت ساخته» را قبول ندارم و کارگزاران هم یک حزب «دولت ساخته» است. مشارکت هم یک حزب «دولت ساخته» است. رایحه خوش هم یک حزب «دولت ساخته» است. احزابی که ساخته دولتها هستند با روی کار آمدن دولتها متولد میشوند و با رفتن دولتها سقوط میکنند. به همین خاطر، احزابی که ریشه مردمی ندارند اینها نمیتوانند در جریان سیاسی کشور ما رشد و نمو داشته باشند. فقط احزابی در ایران میتوانند پایدار بمانند که ریشه در خواست مردم داشته باشند و توانسته باشند اعتماد مردم را جلب کنند. نظر صریحتان را درباره دومخردادیها بگویید لطفا. دوم خرداد یک نقطه عطف در حرکتهای سیاسی کشور ما بود. بعد از یک دوره جنگ و دولت سازندگی برخی مطالبات فرهنگی و سیاسی مردم به بوته فراموشی سپرده شده بود که همین زمینه را فراهم کرد تا مردم از شعارهای توسعه سیاسی و عدالت اجتماعی استقبال کنند. با این حال، دوم خرداد امتحانش را پس داده و من دولت اصلاحات را دولت دوم خرداد نمیدانم بلکه پدیده دوم خرداد را مبنای تشکیل دولت اصلاحات میدانم. اما دوم خردادیهایی که خودشان را مدعی اصلاحات میدانستند خیلی زود از بدنه نظام فاصله گرفتند و این پیروزی آنها را دچار این غرور و توهم کرد که با خودشان فکر کردند ملت ایران کسی را جز آنها نمیخواهد. دومخردادیها با این انحصارطلبی هم شعارهای اصلاحات را خراب کردند و هم دولت اصلاحات را. شما با «انصار حزب الله» چه تفاوتهایی دارید؟ بعضی گروههایی که قبلا" و تا به امروز با عنوان حزب الله فعالیت میکنند میگویند که شما اسم حزب الله را از آنها کش رفتهاید؟ ما سال 53 حزب الله را تشکیل دادیم و فکر میکنم آقای الله کرم و دوستانشان آن زمان دوره دبستان را طی میکردند. این ادعا از سوی هر گروهی که باشد اشتباه است. بعد از اینکه ایشان این صحبت را کرده بودند اینجا آمدند و ما چند ساعت با ایشان صحبت کردیم و در آخر هم حرف ما را پذیرفت! حزبالله در انحصار هیچ کس نیست. انصار حزب الله یک گروه فرهنگی هستند با تفکر عاشورایی که در مقابل منافقین و دشمنان میتوانند به رسالتی که خودشان مدعی هستند عمل کنند اما متاسفانه ورودشان به عرصه مناقشات سیاسی آنها را آسیبپذیر کرده و از طرفی خود آنها هم توانایی این کار را نداشتند و از موجهایی که ایجاد کردند عمدتا دیگران استفاده کردند. آقای کنعانی مقدم! شما چه ارتباطی با فراکسیون حزب الله مجلس که به آقای هاشمی وابسته است، دارید؟ اولا فراکسیون حزبالله وابسته به آقای هاشمی نیست و این یک توطئه برای حزبالله است که او را به این شخص و آن شخص نسبت میدهند. ولی بعضی چهرههای اصلی این فراکسیون با آقای هاشمی کاملا در ارتباط هستند و در انتخابات ریاستجمهوری از حامیان فعال او بودند. بله! خوب خیلیها با آقای هاشمی در ارتباطند اما نمایندگان مردم نباید خودشان را به هیچ شخصیتی وابسته بدانند چرا که اینها به تمام ملت تعلق دارند. اگر چند نفر در فراکسیون حزب الله تمایل به آقای هاشمی دارند این اصلا اشکال ندارد و یک امر طبیعی است. خاصیت فراکسیون حزب الله این است که افراد مختلف را با مرزبندیهای متفاوت در کنار همدیگر قرار داده ! بودجه تشکل حزب الله از کجا تامین میشود؟ اولا ما به بودجه چندانی نیاز نداریم اما بخشی از این بودجه از کمکهای خود اعضا تامین میشود و بخشی هم از موسسه خیریه امام حسن عسکری(ع). بخش دیگر این بودجه از مدارس غیرانتفاعی ما که حدود 18 مدرسه است تامین میشود. ما به همه کسانی که قصد تشکیل مجموعه در درون حزبالله را دارند میگوییم که به خودکفایی فکر کنند. اما شما گفتید که حزبالله به جهانی شدن فکر میکند و قطعا" جهانی شدن به بودجه و پشتوانه مالی بالا نیاز دارد. از طرفی هر چقدر هم که این گروهها خودکفا باشند باز هم از شما به عنوان تشکل مادر چشمداشتهایی خواهند داشت. اشتباه ما همیشه همین بوده. یعنی زمانی که بحث جهانی شدن مطرح میشود فکر میکنیم که کشورهای آمریکای لاتین هم باید جیرهخوار ما شوند در حالیکه اصلا اینجوری نیست. ما گروههای حزب الله را در سراسر دنیا به هم وصل کردهایم و همین مهمترین کار برای جهانی شدن است ! چند وقت پیش برخی سایتها به نقل از آقای خرازی اعلام کردند که حزب الله ایران قصد دارد باشگاه منچستر را بخرد. این موضوع به کجا رسید؟ این فقط یک شایعه بود که ما هم تکذیب کردیم. ما به دنبال تاسیس باشگاه خودمان «حیدر- خیبر» بودیم. خریدن یک بازیکن منچستر هم کلی پول میخواهد چه برسد به کل باشگاه. فکر نمیکنید ادعای حزب خدا بودن یک ادعای بزرگ است که خیلی هم مسؤولیتآور است؟ ببینید، کی باید قبول کند که ما حزبالله هستیم یا نیستیم؟ اگر من و شما میخواهیم تایید کنیم این اشتباه است! این خداست که باید اعمال ما را تایید کند و ما نمیتوانیم هر کس که گفت من حزباللهیام برویم و روشن کنیم که اینجوری هست یا نه؟ آقای مهندس! یک انتقادی که سایتهای حامی دولت از شما کردند این بود که حزب الله در ماجرای دست دادن آقای خاتمی با خبرنگاران زن ایتالیایی سکوت کرد در حالی که در قضیه آقای احمدینژاد که دست پوشیده شده با دستکش معلم پیرش را بوسید خیلی به احمدینژاد حمله کرد؟ چرا؟ این نشاندهنده این است که ما اگر قضاوتی میخواهیم بکنیم بر اساس اصول دینی قضاوت میکنیم. دست دادن با زن مسلمان و بوسیدن دست او یک حکم دارد و دست دادن با یک زن غیرمسلمان یک حکم دیگر. قضاوت ما یک قضاوت دینی بود در حالی که ما کار آقای خاتمی را هم تایید نکردیم !!! اما زنی که آقای احمدینژاد دستنش را بوسید پیر بود و اسلام هم برای زنهای مسن در موضوع حجاب و برخوردها خیلی سخت نگرفته و از طرفی دستکش هم دستش بود و هیچ تماس و لمسی صورت نگرفت. بله درست است اما مسئله ای که اینجا مهم است این است که یک وقت یک شخص عادی این کار را انجام میدهد اما یک وقتی هم کسی این کار را در رسانه ملی جلوی میلیونها نفر انجام میدهد که این حکم تبلیغ این کار را دارد و ما با این مخالف بودیم. یعنی این کار برای فردی در جایگاه احمدینژاد گناه است اما برای یک فرد عادی گناه نیست؟ بله! میتوان گفت یک چنین حالتی بوده. برجستهترین نقد شما به آقای احمدینژاد چیست؟ ایشان هنوز باورش نشده که رئیسجمهور است و هنوز تبلیغاتی با مسائل برخورد میکند! بزرگترین نقدی که به آقای هاشمی دارید، کدام است؟ آقای هاشمی متعلق به انقلاب است اما متاسفانه دیگران(!) ایشان را میخواهند مصادره به نفع کنند! خود آقای هاشمی هم در این زمینه مقصر هست یا نه؟ بله سکوت ایشان جای سؤال است. و بزرگترین نقد شما به آقای خاتمی؟ آقای خاتمی مفهوم توسعه سیاسی را با مفهوم توسعه فرهنگی به خوبی تبیین نکرد!!! |