امريكا و دوستان داخلي‌اش در انفعالي بزرگ

در گرماگرم تبليغات انتخاباتي رياست‌جمهوري نهم و داغ بودن بازار تخريب عليه دكتر احمدي‌نژاد، يكي از مهم‌ترين ابزار تخريب اين بود كه او يك شهردار است و شهردار تهران را با سياست چه كار؟! به فرض هم كه سياست داخلي بداند، قطعاً اگر رئيس‌جمهور شود در بخش سياست خارجي و موضوع هسته‌اي كم خواهيم آورد! از اين‌رو طرفداران رقيب با به‌رخ‌ كشيدن سوابق نامزد خود و تخريب چهرهِ دكتر احمدي‌نژاد به‌دنبال پيروزي مي‌گشتند! جالب است كه اين‌روزها همين ادبيات در سخنان سياستمداران و نشريات امريكايي نيز ديده مي‌شود! روزنامه امريكايي «سياتل پست‌اينتليجنسر» روز شنبه (31/6/86) در گزارشي نوشت: «چطور كسي كه دكتراي رشته مديريت ترافيك دارد،‌ مي‌تواند چنين شخصيت جنجال‌برانگيزي داشته باشد كه برخي‌ها نمي‌خواهند در امريكا حتي يك مخاطب داشته باشد.» ولي گذشت دو سال از دوران رياست‌جمهوري وي نشان داد كه در عرصه سياست خارجي ابتكار عمل را در دست دارد و دشمنان روز به روز منفعل‌تر مي‌شوند كه به برخي از آن‌ها اشاره مي‌كنيم:

 

1. درست دو روز پيش از تنفيذ حكم ايشان توسط مقام معظم رهبري يعني دهم مرداد 1384، پايان ضرب‌الا‌جل كشورهاي اروپايي براي پذيرش تعليق كامل از سوي ايران بود. آن‌ها تهديد كرده بودند كه در صورت عدم پذيرش تعليق، پرونده جمهوري اسلا‌مي به شوراي امنيت مي‌رود. دكتر احمدي‌نژاد با تدبيري عالي مبني بر اين‌كه طرحي براي حل اين معضل دارد كه در سازمان ملل ارائه خواهد داد، توجه دنيا را به خود جلب كرد و توانست از بلندترين تريبون سياسي جهان مهم‌ترين پيام انقلا‌ب اسلا‌مي ايران را كه آمادگي براي تشكيل حكومت جهاني حضرت مهدي عجل‌الله تعالي فرجه الشريف است، ‌فرياد زند و در آن سخنراني، بوش و متحدانش را با منطق قوي به محاكمه بكشاند. او با طرح مشاركت كشورهاي مدعي انحراف ايران، در توليد سوخت هسته‌اي، دشمنان را خلع سلا‌ح كرد.

 

2. با فشار امريكا و متحدانش بر آژانس، پرونده ايران به شوراي امنيت فرستاده شد و با صدور دو قطعنامه كوشيدند تا با ايجاد رعب و وحشت و جنگ رواني، ايران اسلا‌مي را به تسليم بكشانند؛ ولي دكتر احمدي‌نژاد، اين قطعنامه‌ها را كاغذپاره‌اي بي‌ارزش خواند و گفت: ملت بزرگ ايران براي اين‌گونه شاخ و شانه كشيدن‌ها وقعي قائل نمي‌شود. خوشبختانه امروز پس از دو سال فعاليت سياسي پي‌گير، مدير كل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، آقاي البرادعي، نيز به حقانيت ما پي برده و رسماً عدم انحراف ايران را از فناوري هسته‌اي صلح‌آميز اعلا‌م كرد و به‌رغم فشارها و شاخ و شانه كشيدن‌هاي امريكا، همچنان بر سخن حق خود اصرار مي‌ورزد و مي‌گويد ايران هسته‌اي براي كشورهاي منطقه هيچ خطري محسوب نمي‌شود.

 

3. احمدي‌نژاد، تنها رئيس‌جمهوري است كه از آغاز فعاليت خود براي سومين‌بار جهت سخنراني به سازمان ملل مي‌رود و ايران اسلا‌مي را بر قلهِ افتخار و اقتدار نشانده و براي چند ماه (قبل و پس از سفر) فضاي سياسي امريكا و اروپا را تحت تأثير قرار مي‌دهد و در واقع اين يك شوك بسيار بزرگ به سياستمداران غافل امريكايي است كه آن‌ها تا چه اندازه آسيب‌پذيرند و در برابر منطق قوي چقدر متزلزل و شكست‌پذير!

 

4. درست در فضايي كه امريكا و اروپا سعي دارند جمهوري اسلا‌مي را تروريست و جنگ‌طلب جلوه دهند، پيشنهاد رئيس‌جمهور ايران براي اداي احترام به كشته‌شدگان 11 سپتامبر در محل برج‌هاي دوقلو، همه رشته‌هاي چندساله آن‌ها را پنبه كرد كه ايران و اسلا‌م را تروريست و مسلمانان را عامل آن اقدام وحشتناك معرفي مي‌كردند. جلوگيري دولت امريكا از تحقق اين پيشنهاد، نشانه وحشت فوق‌العاده آن‌ها از اين اقدام است. ولي به هر حال تصميم ايشان براي حضور و اداي احترام، چه محقق مي‌شد و چه از آن جلوگيري مي‌گرديد، تأثير خودش را بر افكار عمومي جهان گذاشت و ثابت كرد ‌كه ايران اسلا‌مي و مسلمانان تروريست نيستند و بايد تروريست‌ها را در كاخ سفيد پيدا كرد.

 

5. به‌راستي امريكا و اروپا از چه مي‌ترسند؟

به نظر مي‌رسد مهم‌ترين ويژگي دكتر احمدي‌نژاد كه موجب ترس و وحشت سياستمداران غربي به‌ويژه امريكا شده، داشتن منطق محكم و سخن نافذ و  رسا است كه به‌راحتي بوش و همدستانش را در محكمه ملت‌ها به محاكمه مي‌كشاند و ملت‌ها را نسبت به آن‌چه تاكنون رسانه‌هاي آن‌ها مخفي كرده‌اند، هوشيار و بيدار مي‌كند. آن‌ها از اين مي‌ترسند كه ملت‌هايشان بيدار شوند و انقلا‌بي نظير انقلا‌ب اسلا‌مي شكل بگيرد كه هيچ قدرتي نتواند در برابر آن بايستد. آن‌ها از اين واهمه دارند كه تحقق پيش‌بيني رهبر معظم انقلا‌ب مبني بر محاكمه بوش به‌دست ملت‌ها، شتاب بيش‌تري پيدا كند و امريكا نيز همانند اتحاد جماهير شوروي از هم فروپاشد؛ از اين‌رو در برابر منطق دكتر احمدي‌نژاد مقاومت مي‌كنند و با جنجال و جنگ رواني عليه ايشان مي‌خواهند از تأثير سخنانش بكاهند؛ ولي ترديدي نيست كه هيأت حاكمه امريكا در سراشيبي سقوط قرار گرفته و محاكمه آن‌ها به‌دست ملت‌ها نزديك است.